اخبار دانشگاهشبکه نویسندگان

مدیریت فرهنگی، فرهنگ مدیریتی

ماجرای انتصابات اخیر در دانشگاه.

اصول فرایند انتصابات به عنوان یکى از فرایندهاى اساسى مدیریت منابع انسانى شناخته میشود اصولى مانند: عدالت محورى، حق مدارى، خدمتگزارى، محبت و شدت، رضایت عمومى، ضابطه مدارى، پرهیز از مکر و خدعه و شایستگى و کفایت نمونه از انتصاب با رویکرد دینی در منابع مدیریتی اسلامی است.

از دیدگاه قرآن و روایات، مدیریت نقش اول را در تغییر و تحولات اجتماعى بر عهده دارد. پیامبر اکرم (ص) در این باره مى فرماید:دو صنف هستند که هرگاه صالح باشند، امت صالح خواهند بود، و هرگاه فاسد شوند، امت فاسد خواهد شد. سؤال شد یا رسول اللّه ، اینها چه کسانى هستند؟ فرمود: دانشمندان و رئیسان (مدیران جامعه).

انتصابات به جا و متکى بر اصول و ضوابط معین، در کنار امکانات لازم براى ارتقاء و پیشرفت شغلى، بر عملکرد مفید کارکنان مى افزاید و به شکوفایى استعدادهاى درونى افراد کمک مؤثرى مى کند.

در اینجا میخواهم مختصرا به اصل رضایت عمومی و شایستگی و کفایت در انتصابات بپردازم:

اصل رضایت عمومى که در منابع دینى توجه زیادى به آن شده است و رضایت توده مردم را بر اقلیت خواص ترجیح داده است. حضرت على (ع) خطاب به مالک اشتر نخعى مى فرماید: «باید محبوب ترین کارها نزد تو امورى باشد که با حق و عدالت موافق تر و با رضایت توده مردم هماهنگ تر است، چرا که خشم توده مردم خشنودى اقلیت خواص را بى اثر مى سازد. اما ناخشنودى خواص با رضایت عموم جبران پذیر است. و چون پایه دین و اجتماع مسلمین و نیروى ذخیره براى دفاع در برابر دشمنان تنها توده مردم هستند باید توجه به خواست آنها باشد.»

همچنین در تعلیل ترجیح رضایت عموم مردم به خواص مى فرماید:

«هیچ یک از رعیت از براى والى، از نظر هزینه زندگى در حالت صلح، سنگین تر و از نظر کمک به هنگام بروز مشکلات ناچیزتر، و در اجراى عدالت و انصاف ناراحت تر و به هنگام درخواست و سوال پر اصرارتر و پس از عطا و بخشش کم سپاس تر و به هنگام عدم پاسخ گویى به خواسته آنان دیر عذر پذیرتر و در موقع رویارویى با مشکلات کم استقامت تر از گروه خواص نیست.»

بنابراین رضایت عمومى جامعه و سازمان با توجه به مطالب فوق از اصول مؤکد در انتصابات مى باشد که مدیران سازمان مى بایست فرایند انتصابات را بر این اساس در راستاى افزایش اثر بخشى، کارایى و بهره ورى سازمانى طراحى، اجرا و نظارت و کنترل نمایند.

شایستگی و کفایت: اسلام به عنوان نظامى جامع که ریشه در فطرت دارد و از سرچشمه وحى سیراب مى شود و با دیدى عمیق و بینشى گسترده به انسان و انسانیت در ابعاد مختلف مى نگرد، داراى نظام ارزشى ویژه اى مى باشد که در پناه آن سعادت و کمال انسان را تضمین مى نماید. در مدیریت اسلامى نیز اصل شایستگى و کفایت به عنوان یک اصل مترقى براى اداره امور جامعه مطرح و در ابعاد مختلف مورد تأکید قرار مى گیرد. در متون و منابع قرآنى و روایى و در قول و سیره پیامبر اکرم (ص) و امام على (ع) موارد متعددى در این باره ذکر و ثبت شده است که به بیان برخى از آنها مى پردازیم:

قرآن کریم علاوه بر ذکر مصادیق متعدد در این باره در سوره نساء آیه 58، شایستگى و کفایت را با عنوان اهلیت و مدیریت را امانت معرفى مى کند:

ان اللّه یامرکم ان تودوا الامانات الى اهلها؛

به تحقیق خدا شما را امر مى کند که امانت ها را به اهلش سپارید.

اهلش؟ آیا منظور از اهلش همان داشتن تخصص و شناخت از آن عرصه نیست؟

حال خود قضاوت بکنید در باب مدیریت فرهنگی و فرهنگ مدیریتی بر محور رضایت عمومی و شایستگی و کفایت.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *