درباره بسیج

 

بسیج دانشجویی

مقدمه
در بهمن ماه 1357 هنگاميكه انقلاب اسلامي پا به عرصه ي وجود گذاشت با توجه به تصوير جديدي كه از انقلاب ارائه نمود، تعجب جهانيان را به گونه اي برانگيخت كه همه ي نظر ها را معطوف خود ساخته و تحليل و تفسير بسياري از تحليلگران سياسي را دچار تغييرات اساسي نمود.
در ميان تمامي ويژگي هايي كه اين تحول عظيم به دنبال داشت، نقش برجسته ي سه عامل دين، رهبري و حضور فعال، پرشور، فراگير و قدرتمند مردم به عنوان مهمترين و مؤثر ترين عوامل پيروزي انقلاب، از اهميت فوق العاده اي برخوردار مي باشد. مبارزه با استكبار، مبارزه با ظالم، دفاع از مظلوم، عدالت خواهي و حق طلبي و ياري ستم ديدگان نيز از ديگر ويژگي هاي اين انقلاب مردمي به شمار مي روند.
در واقع همين ويژگي ها بود كه انقلاب اسلامي را از ساير انقلاب ها متمايز ساخت و سبب گرديد از همان ابتداي كار، دشمني هاي پنهان و آشكار عليه نظام نوپاي ايران اسلامي آغاز گردد. اما هم چنانكه انتظار مي رفت معمار و بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره) با تبيين استراتژي بزرگ مردم محوري و تعيين نقش مردم در مشاركت برأي سازندگي كشور و دفاع از دستاوردهاي انقلاب اسلامي، با صدور فرمان تاريخي خود مبني بر تشكيل ارتش 20 ميليوني، يكي از مستحكم ترين و قوي ترين نيروهاي دفاعي را قبل از شروع رسمي هرگونه تهديد، در برابر دشمنان نظام ايجاد نمود، به طوريكه اين تشكل مردمي به راحتي توانست به عنوان يك نيروي بازدارنده مناسب و قوي در برابر هزاران تهديد و توطئه ي دشمن در شرأيط مختلف وارد عمل شده و به مقابله ي مؤثر با تهديدات دشمن بپردازد.
حضور بسيج در طول 8 سال دفاع مقدس تنها بخشي از نقش آفريني اين نيروي عظيم مردمي محسوب مي شود. زيرا اين سازمان مردمي بزودي و همگام با حضور فعال در جنگ موفق شد قابليت هاي متعدد خود را برأي حضور در عرصه هاي مختلف به اثبات رسانده و با انجام مأموريت هاي گوناگون و در عين حال متنوع، مفهوم جديدي را از نظامي بودن ارائه نموده و به يكي از گسترده ترين سازمان هاي موجود در كشور كه دائماٌ در حال رشد و توسعه مي باشد، تبديل شود.
توسعه ي متوازن بسيج در ابعاد مختلف، اين توانمندي را در بسيج ايجاد نموده است كه به راحتي بتواند خود را با موقعيت هاي مختلف و نيازمندي هاي متفاوت كشور تطبيق دهد. انعطاف پذيري نيز، از اين سازمان مردمي، يك مجموعه ي چند منظوره و كاملاً متمايز با ديگر سازمان هاي نظامي و با پتانسيل بسيار بالا برأي ورود مقتدرانه در عرصه هاي مختلف از جمله مباحث فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، دفاعي و امنيتي به وجود ارد.
به عبارات ديگر اين ره آورد به آن معنا خواهد بود كه بسيج نه تنها در تمام شرأيط آمادگي لازم برأي دفاع نظامي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي را خواهد داشت بلكه توانمندي لازم به منظور دفاع در تمامي عرصه ها، بخصوص عرصه ي فرهنگي و جنگ نرم كه در حال حاضر مهمترين مسئله و ضرورت جامعه تلقي مي شود را نيز در خود ايجاد نموده است.
اين رويكرد يعني گرأيش حضور و عرصه ي جنگ نرم بمنظور دفاع در برابر تهاجمات بي وقفه ي دشمن نيز از اهميت فوق العاده اي برخوردار است و همانند گذشته حضور منسجم و پرشور نيروهاي مردمي را مي طلبد.
اين مجموعه تلاش دارد تا ضمن معرفي اجمالي يادگار ماندگار حضرت امام خميني(ره) (بسيج مردمي) و ساختار ستادي سازمان ارتش بيست ميليوني، ضمن افزايش آگاهي هاي عمومي، زمينه هاي لازم را برأي سرعت بخشيدن به روند توسعه و تكميل اين نياز حياتي كشور فراهم و مردم عزيز ايران اسلامي را با فرأيند توسعه و تكامل بسيج بيش تر آشنا نمايد.
اين مجموعه تلاش مي كند در اين برهه حساس تاريخ انقلاب برأي آشنايي بيش تر به بسيج و افزايش آگاهي عمومي نسبت به يادگار ماندگار حضرت امام خميني(ره) نگاهي اجمالي به تاريخچه و سير تكوين بسيج در دوره هاي مختلف انقلاب داشته باشد و گذري به كاركرد ها و عملكردهاي عمده آن بنمايد.

زمينه ها و عوامل شكل گيري بسيج


مطالعه سطحي و نگاه اوليه به موضوع مي گويد پس از اينكه مركز فساد و جاسوسي آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام در 13 آبان همان سال به تصرف در آمد كه به تعبير امام (ره) انقلاب دوم نام گرفت. حضور ناوگان آمريكا در خليج فارس چهره واقعي به خود گرفت و در نتيجه خطر حمله آمريكا به جمهوري اسلامي بسيار جدي بود و در چنين زمان حساسي كشور نيازمند بسيج عمومي بود كه با صدور فرمان و عباراتي بسيج ساز به ويژه “ مملكتي كه بيست ميليون جوان دارد بيست ميليون تفنگدار داشته باشد ”. آمادگي تمامي اقشار خصوصاً جوانان را برأي رويارويي و مقابله با حمله احتمالي آمريكا را به دنبال داشت داشت و ارتشي كه در اين موقعيت از ثبات و آرامش و توازن رزمي كافي برخوردار نبود، با پشتوانه نيرو هاي مردمي تقويت شد.
مطالعه عميق ترنشان مي دهد عوامل و حوادث ديگري در شكل گيري بسيج مستضعفين نقش داشته اند كه حائز اهميت است كه صرفا به حوادث همزماني تأسيس بسيج اشاره ندارد، بلكه به زمان هاي قبل و زمان هاي بعد مربوط مي شود. حوادث زمان قبل را مي توان حوادث داخلي دانست كه در اين مقطع از انقلاب بسيار خطر ساز بوده است و حوادث احتمالي آتي حوادث سياسي، اجتماعي و امنيتي كشور هاي خارجي عليه ايران و نا امني هاي درون كشوري مي باشد.
“ توطئه هايي از قبيل طرح خود مختاري در كردستان، جنگ مسلحانه در سنندج، آشوب در زاهدان، خرابكاري در خوزستان، انفجاري كه تحت عنوان خلق عرب راه افتاده و مسئله لوله هاي نفتي، تشنج خلق مسلمان در تبريز، تروريسم فرقان، نيرنگ هاي منافقين، فدائيان ضد خلق و اقداماتي كه نوكران جيره خوار شرق توده اي داشتند، خيلي از آن ها اقدامات عجيب وغريبي داشتند … و صد ها و ده ها جريان ديگر، انفجار هاي خونبار، ترور هاي پي در پي چهر هاي برجسته ومبارز انقلاب، حتي ترور عناصر مومن به انقلاب، و جريان هاي بزرگي به عنوان براندازي، راه اندازي كردند و حوادث بعدي مثل جريان گنبد، جريان جنگل آمل، جنگل ماسوله گيلان، آنجا گروه هاي اشرف دهقان رفته بودند كه ما آن روز ها دنبال پي گيري مسائل و مقابله با آن ها بوديم. از اين مسائل كه بگذريم تجاوز آشكار آمريكا، جريان طبس، توطئه چندين كودتا، محاصره هاي اقتصادي، تبليغات سمپاشي جهاني عليه ايران و نهايتا جنگ تحميلي و موارد ديگري كه در خاطرم نيست همه واكنش سريع و انتقام گيري امپراليسم جهاني از بزرگ ترين رويداد هاي بشري در انقلاب اسلامي ما بود. هيچ شبهه اي ندارم و هيچ كس ندارد به هر حال اعلام آمريكا مبني بر حركت و دستوري كه صادر كردند برأي حركت ناوگان هايشان كه بيايند خليج فارس و اعلام كردند كه ما در سواحل ايران نيرو پياده خواهيم كرد … بايد بگويم زمينه ساز اين فرمان، اين حوادث بود كه پي در پي صورت مي گرفت”. (مصاحبه با آقاي رحماني)
اگر ريشه هاي شكل گيري بسيج را صرفا در زمان گذشته جستجو كنيم كه وجود احزاب و گروه ها و عدم كارأيي يا مردمي و همگاني نبودن نهاد هاي انقلاب باعث وجود نهاد مردمي چون بسيج شده است تا با تكيه بر مردم بتواند جوانان را از فريب گروه هاي غير انقلابي نجات دهد، از استدلال كافي برخوردار نمي شويم. و اگر مانند بسياري از افراد (دست اندكاران بسيج، شخصيت هاي سياسي و شخصيت هاي نظامي) ريشه شكل گيري بسيج را در زمان حال كنكاش كنيم كه حوادثي در همان ماه ها اتفاق افتاده است از جمله حوادث 13 آبان و تصرف لانه جاسوسي آمريكا و حادثه لشكركشي آمريكا به منطقه خليج فارس، در اينصورت نيز دچار اشتباه فاحش مي شويم زيرا اگر جمهوري اسلامي مي توانست از اين دو حادثه بزرگ جان سالم بدر مي برد ديگر نيازي به استمرار بسيج نبود و اگرچنين حادثه اي اتفاق نمي افتاد فلسفه بسيج نيز زير علامت سوال قرار مي گرفت كامل ترين برداشت اين است كه ريشه هاي شكل گيري بسيج را در مسائل زير بدانيم :
الف – عزم واراده خلل ناپذير امام خميني (ره) در تشكيل بسيج به منظور آمادگي دفاعي آحاد مردم در تمامي زمينه ها
ب- وجود احزاب و گروه هاي مذهبي و ملي و داعيه حمايت از خلق را داشته اند و مي رفت تا خطري جدي برأي انقلاب اسلامي بوجود آورد.
ج- تهديد نظامي آمريكا به ايران پس از تصرف لانه جاسوسي كه آمادگي بالاي جوانان را در كشور احتياج داشت تا همانند انقلاب اول (پيروزي انقلاب) در صحنه حاضر باشند.
د- نهادهاي مردمي چون كميته هاي انقلاب، جهاد سازندگي، سپاه پاسداران و … نتوانستند آحاد مردم را در صحنه اجتماع برأي صيانت و حفاظت از دستاورد هاي انقلاب اسلامي سازماندهي كنند، بلكه بخش اندكي از اقشار مردم را به مشاركت دعوت كرده اند.
ه- احتمال بروز تهديدات خارجي و حوادث داخلي آينده كه برأي مقابله با آن، حضور چشمگير مردم و آمادگي آنان بسيار حائز اهميت بود و در عمل نيز چنين حوادثي با فراواني زياد واقع شد و چند ماه بعد جنگ تحميلي عراق و ايران رخ داد كه كارنامه عمل بسيج در طول هشت سال دفاع بسيار در خشان است.
و – تجلي مشاركت مردم در عرصه هاي مختلف انقلاب كه بر محور آن فرهنگ و تفكر بسيجي پديد آمد يعني اگر تهديدات خارجي و داخلي انقلاب را به خطر نمي انداخت، باز هم وجود بسيج ضروري بود خصوصاً بسيج فرهنگي، بسيج اقتصادي و بسيج سياسي برأي مشاركت و حضور مردم واقعيت انكار ناپذير بشمار مي رفت

روند شكل گيري بسيج


قبل از صدورتشكيل بسيج و ارتش 20 ميليوني از سوي امام خميني (ره)، شرأيط ذهني و عيني برأي چنين تشكيلاتي فراهم شده بود شرأيط ذهني را مسائل، حوادث و تهديداتي كه از سوي امريكا و ايادي داخلي ايجاد كرده بودند و غائله هايي كه در كردستان، خوزستان، آذربايجان و … بوجود آوردند و شرأيط عيني را عمدتاً گروه هاي انقلابي بوجود آوردند كه هر يك اقدام به آموزش سلاح و تاكتيك در ميان مردم و جوانان كرده و برأي يادگيري آنان كوشش نمودند. زماني كه زمينه نگرشي و كنشي به شكل اوليه و غير منسجم درجامعه فراهم آمد، پيام انگيزاننده امام (ره) جاي خود را باز كرد و استقبال پرشور قشر هاي مختلف خصوصاً جوانان به سوي بسيج صورت گرفت.
شكل گيري بسيج مردمي كه با آموزش نظامي آغاز شد و در پرتو آموزش هاي نظامي، مردم برأي تشكيل گروه هاي كوچك و محلي آماده سازي شد و با هدايت و رهبري غير سازماني و عمدتاً روحاني محل توانستند هسته هاي اوليه مقاومت را تشكيل دهند، هر چند فاقد رسميت، مارك، تابلو، و حتي سلسله مراتب تشكيلاتي بوده است.
حجه الاسلام سالك در اين زمينه توضيح مي گويد:
“ حين پيروزي انقلاب مي بينيم حركت بسيجي در ايران، شكل گرفت در قالب گروه هاي انتفاضه، يعني قيام هاي مردمي، بعد اين قيام ها تبديل شد به كميته هاي انقلاب اسلامي، حول محور مسجد از همان روز اول، قبل از فرمان امام، مساجد به محوريت روحاني، منطقه خودشان را در كنترل داشتند. در حفظ و حراست آن وامنيت و ناموس مردم، اموال مردم و اموال حكومتي، بعد اين كميته هاي انتقاضه گروه به گروه به هم پيوستند تا كميته انقلاب اسلامي سازماندهي پيدا كرد. به نظر ما مقدمه يك حركت بزرگ بنام بسيج بود. يعني همان حركت انتفاضه مردم و فرهنگ قيام مردم تبديل شد به يك سازمان دهي و ما به آن حركت انتقاضه مي گوئيم و فرهنگ انتقاضه به فرهنگ مقاومت تبديل شد. فرهنگ مقاومت در قالب انقلاب اسلامي در ايران شكل گرفت معنايش اين شد كه آموزش ببينند، مسلح بشوند، سازمان پيدا كنند و تجهيز بشوند و برأي حفظ وحراست كشور آمادگي داشته باشند. ” (مصاحبه اختصاصي با حجه الاسلام سالك مسئول اسبق واحد بسيج مستضعفين و نماينده ولي فقيه در نيروي قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي)
آقاي سالك زماني كه مسئوليت فرماندهي سپاه پاسداران اصفهان را در سال 1358 بر عهده داشتند پيرامون چگو نگي شكل دهي بسيج قبل از فرمان امام و هماهنگي با ارتش جمهوري اسلامي ايران در خصوص آموزش نظامي مردم توضيح مي دهند ومي افزايند“ ما با ارتش و مرحوم شهيد صياد شيرازي و شهيد بابايي هماهنگي داشتيم و به اين نتيجه رسيديم كه بايد مردمي كه تشنه انقلاب هستند، بايد يك جا سازماندهي شوند و بياييم بسيج را راه بياندازيم. مصاحبه اي در تلويزيون اصفهان داشتم و از جوان ها و مردم خواستم كه مي خواهيم حركت جديدي را راه بياندازيم و در قالب بسيج، آموزش دهيم در مسجد سيد اصفهان، حدود ساعت 4 بعداز ظهر، جمعيت كثيري آمدند و من در جلسه شورأي فرماندهي سپاه اصفهان طرحي را تهيه و ارائه كرده بودم كه مسئول آن طرح مرحوم شهيد مهندس خليفه سلطاني بود. هماهنگي لازم با پادگان هاي ارتش اصفهان را انجام داده بوديم و بسياري از ارتشي ها در كنار ما در مسجد اصفهان حضور داشتند و با ماشين هاي ارتشي آمده بودند به مردم گفتم ما با ارتش در زمينه آموزش نظامي شما هماهنگي كرديم با شهرباني و ژاندارمري هماهنگي كرديم تا برأي حفاظت از انقلاب اسلامي آموزش نظامي ببينيد. پس از سخنراني استقبال زيادي شد در گوشه و كنار مسجد ميز گذاشته بوديم تا از مردم ثبت نام به عمل آورند. بلافاصله پس از ثبت نام سوار ماشين هاي ارتشي (زيل) مي شدند و به پادگان ها اعزام مي شدند و غروب به منزل باز مي گشتند. رفت و آمد مردم با ماشين هاي ارتشي بود. كلاس هاي ارتش مكان هاي آموزشي بود. غذا و پذيرأيي به عهده ارتش بود و اساتيد ومربيان و انواع سلاح، توپ، خمپاره و … برأي آموزش آماده بود و آموزش يك هفته اي را برأي مردم تدارك ديديم … وقتي در شورأي فرماندهي كل سپاه آن را طرح كرديم و سپس فرمان امام صادر شد، در شورأي سپاه اصفهان و در سطح استان جشني را برپا كرديم و همه شاد بودند كه اين حركتي كه انجام گرفت همان حركتي است كه خواسته امام (ره) است. سپس جلسه اي را با برادارن ارتش گذاشتيم و از آنان تشكر كرديم گفتيم كه خداوند مزد صدق و صفاي باطن شما و صفاي اين مردم را در قالب ارتش بيست ميليوني به ما داد. احتمالاً در مشهد و جا هاي ديگر، شهرستان هاي كوچك به تناسب طبيعت و انقلاب اسلامي سازمان پيدا كرده بود. شك ندارم كه ما در اصفهان به اين نتيجه رسيديم. بقيه جا ها هم بايد با كم و زياد سازمان پيدا كرده بود”. (همان منبع)
در هنگام شكل گيري ارتش بيست ميليوني يا ارتش مقاومت ملي كه 5 آذر 1358 آغاز مي شود، سه جريان موازي و ناهماهنگ بوجود مي آيدكه هر كدام نوعي تفكر و برداشت گزينشي يا بخشي از پيام امام (ره) را در سر لوحه كار خود قرار داده است.
جريان اول جرياني است كه چند روز پس از فرمان، ستاد بسيج ملي را بوجود مي آورد و به آن جنبه رسمي و قانوني مي بخشد. اين جريان از سوي بني صدر (رئيس جمهور وقت ايران) اداره و هدايت مي گردد كه ستاد بسيج ملي در 11 آذرماه 1358 تشكيل مي شود. حجه الاسلام امير مجد در تاريخ 16دي 1358 به سرپرستي ستاد بسيج ملي منصوب مي شود و برنامه متنوع و گسترده اي از سوي اين ستاد برنامه ريزي و اجرا مي گردد. ستاد بسيج ملي در ساختمان سازمان دفاع غير نظامي واقع در تهران، بلوار كشاورز، تقاطع فلسطين استقرار مي يابد و بااستفاده از نيروي انساني اين سازمان و ساير امكانات و اعتبارات آن آغاز بكار ميكند كه علاوه برفعاليت هاي جاري سازمان دفاع غير نظامي، در جهت تشكيل ارتش بيست ميليوني و گروه هاي مقاومت ملي فعاليت مي كند.
جريان دوم جرياني است كه نيرو ها وگروه هاي انقلابي با شنيدن پيام امام احساس تكليف كردند و به آموزش و سازماندهي مردم پرداختند. عمده گروه ها و سازمان هاي انقلابي، آموزش سلاح و تاكتيك بوده كه محور فعاليت ها در مساجد. حسينيه ها و اماكن محلي بود، مركز آموزش مشخصي وجود نداشت. البته بصورت متمركز در محل استقرار سازمان نيز آموزش تعليم داده مي شد. در گروه هاي انقلابي و نظامياني كه روحيه انقلابي و مردمي داشتند به طور اساسي دو هدف تعقيب مي شد، هدف اول، آموزش كليه مردم وجوانان برأي حفاظت از انقلاب و آمادگي دفاع برابر فرمان امام (ره) و هدف دوم، جذب جوانان و مردم به تشكيلات انقلابي و سازمان متبوع خود بود. گروه هاي انقلابي بدون هماهنگي با يكديگر و بدون ارتباط با ساير جريانات فعاليت مينمودند. البته ممكن بود غير رسمي هماهنگي لازم با سازمان هاي ديگر به عمل آورده باشند ولي به طور سيستماتيك اين هماهنگي و همكاري وجود نداشت. از همين جهت در يك محله يا روستا چند بار و از سوي دو يا چند گروه آموزش سلاح و تاكتيك داده مي شد.
جريان سوم، جريان رسمي است كه توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به عنوان نهاد مردمي، انقلابي مورد تائيد مؤسس بسيج بوجود آمده بود. يعني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در كنار فعاليت هاي فرهنگي، فعاليت هاي امنيتي، واحد آموزش را راه اندازي كرده بود كه علاوه بر آموزش پاسداران، مسئوليت آموزش مردم را در سطح وسيع بر عهده گرفت. اين جريان دارأي رسميت، سلسله مراتب، مكان و فضاي آموزشي بوده است كه هم در مساجد، محلات، حسينيه ها و مدارس فعاليت مي نمود و اردو هاي يكروزه پايان دوره آموزشي را در مراكز آموزش ابتدايي كه در اختيار داشت، تعليم مي داد.
جريان دوم، جرياني محدود و كوچك بود و خود از گروه هاي كوچك تر و فاقد ارتباط تشكيلاتي، تشكيل شده بود، محدوده عمل آن نيز اندك بود، از استعداد و توانمندي بالايي برخوردار نبودند، در نتيجه اين جريان در رقابت با جريان اول جريان مهمي به حساب نمي آمد، حمايت هاي خارجي سازمان از آنان به عمل نمي آمد و گروه هاي انقلابي، بدون ائتلاف و هماهنگي هاي سازماني عمل مي كردند، در نتيجه در آذرماه 58 هر چه به سمت آغاز جنگ تحميلي پپيش مي رويم، سير نزولي را مي بينيم، يعني روند فعاليت اين جريان، رشد كاهشي داشته است، زيرا حال و هواي انقلاب و نابساماني هاي اوايل انقلاب، رفته رفته به سوي قانون مندي و ضابطه مداري حركت مي كند و زمينه فعاليت گروه هاي خود جوش كم مي شود. عامل ديگري كه باعث فروكشي جريان مي شود اين است كه برخي از گروه ها انشعاب يافته و برخي ديگر با تغيير استراتژي و خط مشي سازماني يا آموزش هاي مردم را كنار گذاشته اند و يا خود در مسير مخالف جريانات و حركت هاي مردمي قرار گرفته اند و در برابر انقلاب صف آرأيي كرده اند.
“ سخنگوي سازمان مجاهدين خلق نيز در اين رابطه اظهار داشت ؛ آنچه در رابطه با بسيح، خيلي مهم است محتوي و مضمون سياسي آن است يعني بسيج با چه انگيزه اي و برأي مقابله با چه نظررات صورت مي گيرد. وي افزود در همين رابطه زماني كه با حركت قهرمانانه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و موضعگيري قاطعانه امام خميني مبني بر نفي هر گونه سازش و مصالحه با جنايتكاران آمريكايي شور ضد امپرياليستي – آمريكايي مردم، مجدداً اوج گرفت سازمان ما نيز با استفاده از تجارب مبارزاتي انقلابات ديگر و مشخصاً انقلاب فلسطين برأي بسيج سياسي – نظامي تمامي خلق طرح ميليشيايي مردمي يا چريك نيمه وقت را به اطلاع امت ايران رسانيد. ” (روزنامه كيهان – 10933 – 30/11/1358)
جريان اول و جريان سوم به دليل ماهيت سازماني كه داشتند به رقابت و چالش پرداختند. جريان اول با برخورداري از نيروي انساني غير انقلابي يا كمتر انقلابي و وصل اين سازمان به جريان ليبرال و جريان حاكم بر كشور (بني صدر) معتقد بودند كه ارتش خلقي 20ميليوني را بوجود آورند ولي در مقايسه با ساير ارتش هاي مردمي اين رقم را غير قابل تحقق و غير واقعي مي دانستند. آموزش هاي نظامي در كنار ساير فعاليت ها به ويژه فعاليت هاي غير نظامي مطرح بود و پيروي از اصول و مباني اسلام وانقلاب بسيار كمرنگ مشاهده مي شد.
جريان سوم با ويژگي هايي كه بيان شد، مصمم بود فرمان بنيانگذار جمهوري اسلامي بايد محقق شود، هر چند نسبت به جريان اول از استعداد و پتانسيل مادي اندكي برخوردار بود و اراده انقلابي آنان، باعث گرديد به رقابت با جريان اول بپردازد واين رقابت تا زمان جنگ تحميلي يعني 31 شهريور سال 1359 ادامه داشت.
جريان اول و سوم و اندكي از جريان دوم ضمن داشتن رقابت مثبت ومنفي، بايكديگر ارتباط تشكيلاتي داشتند كه محوريت اين ارتباط و هماهنگي ها به عهده ستاد بسيج ملي بود. يعني جريان اول در طي مدت آذرماه 1358 الي آغاز جنگ تحميلي، جريان مسلط بسيج و تحقق ارتش بيست ميليوني بود. چند روزي از معرفي سرپرست ستاد بسيج ملي نمي گذرد كه نمودار تشكيلاتي ارتش مقاومت در روزنامه بامداد منتشر مي شود كه حاوي نحوه سازماندهي اعضاي گروه هاي مقاومت بسيج است كه هر گروه مقاومت مركب از 22 نفر رزمنده است هر گروه به دو واحد رزمنده و پشتيباني تقسيم مي شود و هر واحد از دو تيم الف و ب تشكيل شده كه هر كدام مركب از 5 نفر هستند.
ستاد بسيج ملي در 18 دي ماه 1358 گزارش فعاليت خود را در روزنامه جمهوري اسلامي منتشر مي كند كه به مسائلي چون تشكيلات سازماني، فعاليت هاي غير نظامي، بسيج در تلويزيون، فعاليت هاي سپاه پاسداران، طرح ارتش، فعاليت هاي مستقل مردم، تمرين رزم شبانه در منطقه 13 آبان تهران و… مي پردازد كه به شكل مصاحبه با حجه الاسلام امير مجد (سرپرست ستاد بسيج ملي) سرگرد قرقي، نماينده ارتش جمهوري اسلامي ايران و سنجقي نماينده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و حسيني مسئول روابط عمومي ستاد بسيج ملي در محل ستاد بسيج ملي صورت مي گيرد.
در تاريخ 30 بهمن 1358 كه آغازهفته بسيج اعلام شده است، 180000 نفر آموزش نظامي ستاد بسيج را ديده اند كه از بين اين عده 60000 نفر دوره آموزش تشريحي نظامي را نيز گذرانده اند و به مقام سر گروه ارتقاء يافته اند. (روزنامه كيهان – 10933- 30/11/58)
سه روز قبل از اين تاريخ يعني 27/11/58، در روزنامه جمهوري بيان مي شود كه:
“ در اجرأي فرمان رهبر انقلاب، فرمانده كل قوا امام خميني مبني برتشكيل ارتش 20 ميليون نفري مركب از همه اقشار جامعه، ستاد بسيج ملي ايران با همكاري نمايندگان سازمان هاي نظامي و انتظامي، نهاد هاي انقلابي و سازمان هاي كشوري تحت نظارت شورأي انقلاب، تشكيل و مأموريت يافته است كه با ايجاد ارتش مقاومت تمامي نيرو هاي مردمي را در سطح كشور برأي دفاع از سرزمين ايران و مقابله با قدرت هاي متجاوز به ويژه امپرياليسم جهاني به سركردگي آمريكا بسيج نمايد. ارتش 20ميليوني مقاومت مركب از تمامي نيرو هاي مردمي با سازماندهي، آموزش و طرح ريز هاي اصولي قادر است مأموريت هاي ششگانه را متناسب با عملكرد تجاوز كارانه دشمن به انجام رساند. ”(روزنامه جمهوري اسلامي، 211-27/11/1358)

مأموريت شش گانه ارتش مقاومت عبارت از :
1- مقابله با جنگ رواني دشمن
2- مبارزه با ستون پنجم
3- مبارزه با خرابكاري عوامل دشمن
4- پشتيباني از عمليات منظم
5- شركت در جنگ فرسايشي
6- كاهش خسارات ناشي از حملات هوائي دشمن
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز پس از صدور فرمان امام (ره) ابتدا ستاد هماهنگي آموزش عمومي مردم را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تشكيل مي دهد كه وظيفه ستاد ارائه طرح هاي كوتاه مدت و بلند مدت آموزشي است و اندكي پس از تشكيل ستاد هماهنگي، واحد بسيج در سپاه پاسداران تأسيس شد. اين واحد به صورت پراكنده و غير منسجم در شهرستان ها به امر آموزش و سازماندهي مردم مي پردازند و در سال 1359 واحد بسيج به صورت رسمي و متمركز در مركزيت سپاه پاسداران شكل مي گيرد.
“ سنجقي نماينده سپاه پاسداران مي گويد: بلافاصله بعد از فرمان امام ستاد هماهنگي – آموزش عمومي را تشكيل داديم و طرح كوتاه مدتي در اجرأي خواست امام داشتيم كه آموزش هايي شامل دوره هاي مقدماتي، متوسطه و عالي را پياده كنيم. به عنوان طرح بلند مدت نيز تصميم گرفتيم ارتش 20 ميليوني را با يكسان كردن تدريجي كار كساني كه آموزش هاي طرح كوتاه مدت را ديده بودند و با همگام كردن آن ها تشكيل دهيم. در حين كار با طرح مشابه ارتش جمهوري اسلامي مواجه شديم و سعي كرديم طرح هاي مختلف را زير پوشش ستاد بسيج ملي ايران يكي كنيم. آموزش ها شامل دوره هاي تئوريك و تشريحي و دوره هاي عملي است كه در مساجد، كارخانجات، ادارات دولتي و خصوصي و مدارس و در دفا تر سپاه پاسداران ارائه مي شود و تا به حال با تشكيل حدود 500 كلاس در تهران و چند هزار كلاس در شهرستان ها، صد ها هزار نفر آموزش هاي تئوري و عملي را ديده اند. ” (روزنامه جمهوري اسلامي – 182 – 18/10/1358)
روند آموزش هاي ارتش 20ميليوني در ستاد بسيج ملي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ادامه پيدا مي كند كه با كلاس هاي آموزش نظامي و همچنين تعليمات سرود هاي انقلابي، آموزش هاي كمك هاي اوليه پزشكي، انجام مانور و تشكيل گروه هاي رزمي و گروه هاي مقاومت فعاليت ها افزايش مي يابد. در 10 شهريور 1359 ستاد بسيج ملي به سازمان بسيج مستضعفين تغيير نام مي دهد.
“ با توجه به اهداف مقدس انقلاب اسلامي و لزوم جهاني شدن مبارزات رهايي بخش مستضعفين و رسالت ارتش 20ميليوني در شكستن مرز هاي نظامي، فرهنگي، اقتصادي مبارزات برأي جهاني كردن انقلاب مقدس اسلامي ايران، سازمان بسيج ملي و ارتش 20 ميليوني مقاومت از اين تاريخ بنام سازمان بسيج مستضعفين و ارتش رهايي بخش مستضعفين تغيير نام مي يابد. بديهي است واژه مستضعفين بهترين عنوان ممكن و منطبق با اهداف مكتبي ارتش 20 ميليوني است ”. (روزنامه كيهان – 11083-10/6/1359)
در سپاه پس از اينكه ستاد هماهنگي آموزش هاي عمومي بلافاصله پس از صدور فرمان حضرت امام (ره) با حضور نمايندگاني از واحد هاي مختلف ستاد مركزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تشكيل شد كه مسئوليت آموزش نظامي مردم را بر عهده داشت، اقدام به ثبت نام و آموزش آحاد مردم كرد. اين ستاد كه به نظرمي رسد در ارتباط با واحدآموزش سپاه بوده است پس از مدتي با تشكيل واحد بسيج در سپاه تغييروضعيت مي دهد و مسئوليت آموزش مردم به عهده واحد بسيج مي افتد. هر چند اطلاع دقيقي در دست نيست كه چه تاريخي واحد بسيج در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تشكيل شده است. اما به نظر مي رسد در نيمه اول سال 1359 اين واحد راه اندازي شده و به طور دقيق تر مي توان گفت در سه ماهه اول سال 59 شكل گرفت.
در نشريه دوهفته نامه پيام انقلاب كه در دي ماه سال59 منتشره شده است در اين زمينه آمده است :
“ الف – ايجاد مناطق هشتگانه بسيج در تهران: در مدتي كمتر از 15 روز از صدور فرمان امام“ ستاد هماهنگي آموزش هاي عمومي ” توانست 8 مركز تعليماتي در هشت منطقه تهران ايجاد نمايد. كليه آموزش هاي بسيج در تهران از طريق اين مراكز به داوطلبين آموزش هاي نظامي عرضه مي گردد. لازم به تذكر است كه آدرس و شماره تلفن هاي اين مراكز از طريق وسايل ارتباط جمعي در اختيار عموم قرار گرفت. در ابتداي كار حدود 300 نفر مربي آموزشي با حكم رسمي مربيگري در اين مراكز شروع بكار نمودند. اين عده آموزش هاي نظامي را بر طبق ضوابط خاصي به داوطلبان متعهد ارائه مي دادند كه شرح آن در زير خواهد آمد.
ب- انتشار دستور العمل هاي آموزشي: …
ج- ارائه آموزش هاي همگاني (مرحله اول): …
د- آموزش پيشرفته (مرحله دوم) … ” (پيام انقلاب – دي ماه 1359، ص 76 -75)
اين نشريه مي افزايد:
موضوعي كه در اينجا ذكر آن لازم به نظر مي رسد: استقبال بي شائبه و دور از وصفي است كه توده هاي مستضعف و انقلابي كشورمان از فرمان امام به عمل آوردند به قسمي كه يكباره سيلي از داوطلبان فراگيري آموزش هاي نظامي به سوي مراكز سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سرازير گرديده و در ظرف همان روز هاي اوليه حدود يك ميليون و دويست هزار نفر از مردم غيورأين سرزمين در واحد هاي سپاه در سراسر كشور ثبت نام نمودند. بديهي است كه سپاه به علت محدويت امكانات آموزشي، تسليحاتي و تداركاتي خويش به هيچ وجه نمي توانست كه اين نياز عظيم را به يكباره پاسخگو باشد.
از نظر ساختاري، بسيج يك واحد مركزي و هماهنگي در سطح كشور نداشت، بلكه به تناسب جغرافيا، فرهنگ، اعتقادات و ارتباط فرمانده سپاه و بسيج با سايرين دارأي شكل ها و شيوه هاي متفاوت بوده است يعني دربرخي مناطق هماهنگي كافي وجود داشت و حتي روابط بين بسيج ملي و واحد بسيج، روابط مناسب و مفيدي بود و در برخي مناطق ناهماهنگي زيادي بين اين دو سازمان و نيز با سازمان هاي ديگر وجود داشت.
“ وضع بسيج دراستان هاي مختلف بسيار متفاوت بود و يك جورو يك اسوه نداشت بستگي به نحوه روابط بسيج و اعتقادات فرمانده و مردم منطقه و افراديكه آنجا مسئول شده بودند، كاملاً متفاوت بود. در بعضي جا ها اعتقاد به بسيج وجود داشت و ابتكاراتي به خرج داده بودند و اين جوري نبود كه يك بسيج متحد الشكل را در سطح كشور داشته باشند و در همان زمان قبل از جنگ، ما در اصفهان، بسيج مدارس يا همان بسيج دانش آموزي داشتيم كه مركزي داشت كه جاي انجمن ايران و آمريكا بود و آنجا را گرفته بودند. به عنوان كانون فرهنگي در مدارس و كلاس هاي ورزشي هم مي گذاشتند يا در استان مازندران بسيج خيلي گسترده شده بود به واسطه اعتقادي كه مردم آنجا و روابط خوبي كه بين آنان وجود داشت و در جاهايي هم روابط تيره بود و كار توسعه پيدا نكرد. در جاهايي مثل شمال غرب، بسيجيان از همان ابتدا كاركرد امنيتي و نظامي مستقل و خارج ازچارچوب رزم داشتند. پايگا ه هاي عملياتي با نيرو هاي مردمي يا نيرو هاي بسيجي يك مأموريت اجرا مي كردند. ” (مصاحبه با سردار حجازي)
در اين زمان يعني نيمه اول سال 1359 چالش بين جريان اول و جريان سوم بيش تر شد تا اينكه جنگ تحميلي آغاز شد و در جنگ تحميلي هر دو جريان تلاش كردند تا نيرو هاي بسيج شده را برأي حضور در جبهه جنگ اعزام نمايند. البته قبل از آغاز جنگ تحميلي اعزام بسيجيان و پاسداران به منطقه كردستان، از سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام مي شد و با آغاز جنگ اعزام بسيجيان و پاسداران رونق بيشتري به خود گرفت. از سوي ديگر تعداد كمتري از طريق ستاد بسيج ملي به جبهه اعزام مي شدند و عده اي نيز از طريق گروه هاي انقلابي با ماهيت اسلامي، مذهبي و ملي مذهبي عازم جبهه ها مي شدند كه تحت فرماندهي شهيد بزرگوار دكتر مصطفي چمران سازماندهي و بكارگيري مي شدند كه خدمات ارزشمندي را در آغاز جنگ انجام داده اند.
ظاهراً در شب هاي اوليه جنگ تحميلي، مانوري از سوي ستاد بسيج ملي در تهران انجام گرفت كه با مسئوليت حجه الاسلام امير مجد سرپرست سازمان بسيج مستضعفين و همكاري ارتش جمهوري اسلامي ايران انجام مي گيرد. آقاي رحماني به عنوان خاطره اي تلخ نقل كرده اند كه خلاصه آن بدين شرح است: (مصاحبه با حجه الاسلام رحماني)
ايشان (مجد) با ارتش هماهنگ كرده بود تا شبي را بايك مانور و آماده سازي در تهران و سراسر كشور و به ويژه جماران اجرا كند آن شب حادثه ناگواري پيش آمد. اولاً پرواز هواپيما و شكستن ديوار صوتي در جماران، بدون اطلاع مردم جماران و بدون اطلاع و در نظر گرفتن شرأيط حضرت امام (ره) بود، چراغ ها را خاموش كردند، غرش هواپيما بسيار ناگهاني بود، ما احتمال داديم آمريكا يا عراق حمله كرده است چون اقدامات مرزي از سوي عراق انجام شده بود. رفتم خدمت حاج احمد آقا و با هم خدمت امام رفتيم و گفتيم اجازه دهيد، برويم زير زمين حسينيه كه امام فرمودند من جايي نمي روم، تأثير منفي دارد، ما نگران سلامتي ايشان بوديم حاج احمد آقا گفت اين قانون در جنگ است كه اعلام مي كنند، آژير مي كشند بايد به پناهگاه بروند، اگر شما نرويد. احدي در اينجا به پناهگاه نمي رود شما راضي هستيد كه اتفاقي بيافتد، امام فرمودند پس برويم، رفتيم، پايين زير زمين هنوز درست نشده بود، يعني پله نداشت، يك طرف زير بغل امام را من گرفتم و طرف ديگر را حاج احمد آقا گرفتند، سه تا الوار (تخته چوب) گذاشته بوديم و روي چند تا بشكه، سراشيبي خطرناكي بود، از اين مرحله خطر رد شديم، دوباره الوار آوردند تا از روي آن به زير زمين برويم، وقتي رسيديم، گفتيم چراغ ها بايد خاموش شود كه امام مخالفت كردند و بعضي از بستگان امام چيزهايي گفتند تا اينكه فرمودند اين چراغ را خاموش كنيد. چند نفر آمدند يك بشكه اي گذاشتند و رفتم بالا تا چراغ را خاموش كنم. چراغ مدت ها (از زمان ساخت تا اين زمان) خاموش نشده بود، لامپ بزرگ 500 بود با دست چراغ را گرفتم كه باز كنم، زنگ زده، بود و بسيار داغ بود. دستم سوخت به طوري كه پوست دست دود شد و به هوا مي رفت. امام يك لحظه چشمشان افتاد و خيلي ناراحت شد. فرمودندآقا دستت مي سوزد، ولش كن. به جهنم، روشن بماند، دستم را ول كردم. آقا فرمودند دستتان را ببينم. گفتم طوري نشد آقا گفتند دود به هوا مي رود، شما مي گوئيد چيزي نشده، بعداً حاج احمد آقا فرماندهان ارتش را احضار كرد و برخورد شديدي با آنان داشت و به آقاي مجد گفتند حاج احمد آقا از تو دست بردار نيست توبا جان امام بازي كردي.
مصاحبه با شخصيت هاي متعدد حاكي از آن است كه:
الف – سازمان بسيج مستضعفين با جريان ليبرال همسو بوده و ضمن ارتباط نزديك با بني صدر(رئيس جمهور وقت) و سازمان مجاهدين خلق، در مسير مخالف جريان اصلي انقلاب قرار گرفته است.
ب-آنچه كه امام (ره) در مورد بسيج فرموده اند با آنچه كه از سازمان بسيج مستضعفين به اجرا در مي آمد فاصله اي بسيار داشت وحتي عده اي آنرا مغاير فرمان حضرت امام مي دانند.
ج- عدم توجه به مسائل اخلاقي و شرعي در آموزش نظامي خواهران بخصوص كه از سوي مربيان (نظاميان) آموزش ارائه مي شد.
د- عدم توجه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و آموزش هاي ارائه شده از سوي اين نهاد به آحاد مردم كه در حقيقت نقش محوري داشته است و دلايل ديگر نشان مي داد كه سازمان بسيج مستصعفين درمسير اصلي انقلاب اسلامي قرار ندارد.
“ در اين فاصله پيروزي انقلاب تا زماني كه ايشان فرمان بسيج مستضعفين و ارتش بيست ميليوني را دادند، اين تفكرات فقط تفكر نبود. توي محافل ماهم مطرح مي شد، همانطوري هم كه شما (مصاحبه كننده) گفتيد، همان آقاي مجد را آقاي بني صدر گذاشته بود برأي همانطور افكار، دنبال اينطور چيز ها بود. هركسي به فكر افتاده بود كه از زاويه خودش آن وفادارانش را در جامعه تشكيلات بدهد و سربازگيري كند از توده مردم، حالا بعضي ها فكر مي كردند كه اين توي كارگر ها مي شد اين كار را كرد و بعضي ها فكر مي كردند توي روستا ها مي شود. بعضي ها فكر مي كردند قوميت ها مي شود و همه تفكرات از اين رو بود، اين تعبيرات بسيج بعد از انقلاب خيلي زياد هست، اين كاري كه امام كردند. اينطور نبود كه آن ها منصرف شده باشند. آن ها فهميدند كه زمينه كارشان از بين رفته است ديگر با آن وسعت نمي توانند كار كنند و مثل خود انقلاب شد يعني همانطور كه اكثريت مردم با امام (ره) بودند. توي بسيج هم همينطور بود.
هر كسي مي خواست در گوشه اي بسيجي داشته باشد، اين ديگر گوشه اي بود، گروهك بود، بسيج نبود، اين تفكرات بود تا زماني كه به مجلس آمد، ديگر پايان كار بود. ” (مصاحبه با آيه الله هاشمي رفسنجاني)
در تاريخ 17/7/1359 از سوي عده اي از نمايندگان مجلس شورأي اسلامي طرح قانوني ادغام سازمان بسيج مستضعفين در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تهيه و به مجلس شورأي اسلامي تقديم مي شود كه به كميسيون امور دفاعي ارجاع گرديد. در اين كميسيون و نيز كميسيون امورداخلي مورد رسيدگي و بحث قرار گرفت. در جلسه 57 مجلس شورأي اسلامي دو فوريت طرح واگذاري وظيفه بسيج مستضعفين به عهده سپاه پاسداران رد مي شود. ” (روزنامه رسمي – مذاكرات جلسه علني مجلس شوراي اسلامي – جلسه 57 – شماره 11549، ص 22)
پس از اصلاحات در جلسه كميسيون مشترك امور دفاعي و داخلي به تصويب مي رسد و در جلسه 76 به بحث گذاشته مي شود كه به علت ناتمامي به جلسه روز بعد يعني جلسه 77 (سه شنبه مورخ 11/9/59) موكول مي شود كه در جلسه، نماينده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي(برادر محمد زاده) و رئيس سازمان بسيج مستضعفين (آقاي مجد) صحبت كردند كه با كليات طرح ادغام موافقت كردند. (روزنامه رسمي – مذاكرات جلسه علني مجلس شوراي اسلامي – جلسه 77 – شماره 11646، ص 31-27 ) اين قانون با سه ماده در 28/10/59 به تصويب مجلس شورأي اسلامي رسيد و شورأي محترم نگهبان آنرا تأييد كرده است.
وقتي كه در دي ماه سال 59 به تصويب مجلس شورأي اسلامي رسيد و شورأي نگهبان آنرا تأييد كرد. سپاه موظف شد واحد بسيج مستضعفين را تشكيل دهد و مسئوليت آموزش و سازماندهي مردم را بر عهده گيرد. يعني مسئوليت اصلي و قانوني بر دوش سپاه نهاده شد كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در اسفند ماه، حجه الاسلام احمد سالك را به عنوان سرپرست واحد بسيج مستضعفين منصوب كرد.

نقش و كاركردهاي بسيج


پيشرفت تكنولوژي و پيچيدگي هاي ناشي از توسعه ي علوم مختلف از يك سو و تعامل و ارتباط نزديك مؤلفه هاي مختلف زندگي اجتماعي از سوي ديگر، بعضاً مشكلاتي را به همراه آورده كه محيطي كاملاً متفاوت با آنچه در قرون گذشته وجود داشته را به تصوير كشيده است.
عليرغم تمام دستاوردهاي علمي، فني و فرهنگي كه تمدن جديد به ارمغان آورده، مشكلات زندگي اجتماعي تشديد و نحوه اداره حكومت ها نيز با مشكل مواجه گرديده و دستخوش تحولات اساسي شده است. اگر تا چند قرن گذشته تهديدات عمده محدود به سلاحهاي سبك و متعارف مي شد و انواع جنگ ها محدود به برخوردهاي احتمالاً خونين فيزيكي مي گرديد، امروز سخن از تهديدات هسته اي، ميكروبي، بيولوژيكي، بيوتروريسم، بيوتكنولوژيكي، ليزري، صوتي و …. به ميان آمده است.
گستردگي و تنوع تهديدات جديد وضعيتي را بوجود آورده كه حتي كشورهاي صاحب قدرت در صورت مواجه شدن با آن قادر نيستند با بكارگيري تمام توان خود و صرف هزينه هاي فوق العاده، امنيت خود را برقرار نمايند.
اين در حاليست كه اين كشور ها با ورود به ساير عرصه ها، نوع متفاوتي از توانمندي ها را حاصل كرده اند كه بدون كمترين زد و خورد فيزيكي اهداف خود را تعقيب مي نمايند. اين نوع اقدامات در ابعاد مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و ساير جنبه هاي اجتماعي برخي جوامع رسوخ يافته اند كه در يك حركت تدريجي و بعضاً پنهاني مي تواند به راحتي منافع كشورهاي مختلف را مورد هدف قرار دهند.
اينجاست كه نقش كمي و كيفي حضور مردم در صحنه هاي مختلف دفاع از منافع كشور ها آشكار مي گردد، به اين معنا كه ملتي مي تواند مقتدرانه عمل نمايد كه از حمايت مردمي قوي تر و حضور كمي و كيفي بيش تر مردم خود در ابعاد زمينه هاي مختلف برخوردار باشد و اين موضوعي است كه در كشورهايي مانند جمهوري اسلامي ايران كه امكان دسترسي به تجهيزات و تكنولوژي جديد را در حد كشورهاي پيشرفته ندارند از اهميت فوق العاده اي برخوردار مي گردد، به گونه اي كه تقريباً حضور كمي و كيفي و هوشيارانه ي ملت ها به راحتي اين نقيصه را جبران مي نمايد.
بنابرأين به نظر مي رسد تنها راه رقابت در اين كشمكش جهاني متوسل شدن به اراده و عزم مردمي است و اين نكته اي است كه به بهترين شكل ممكن در جمهوري اسلامي ايران با عنوان بسيج و با ويژگي هاي منحصر به فرد خود كه برتري فوق العاد هاي را به بسيج مردمي در كشور ايران بخشيده محقق و متبلور گشته است، زيرا وجود اين وي‍ژگي ها مجموع هاي را فراهم نموده كه با اتكا به قدرت الهي و اعتقاد به باور هاي اسلامي قادر است در هر صحن هاي كه ضرورت داشته باشد اعم از نظامي، فرهنگي، امنيتي، سياسي، اجتماعي و حتي اقتصادي وارد عمل گردد.
بنابرأين مي توان برأي اين حضور ارزشمند دو نقش عمده را قائل شد كه هر يك خود دارأي زيرمجموعه هاي جداگانه مي باشد.
الف- نقش و كاركرد نظامي
قبلاً توضيح داده شد كه فلسفه ي اوليه ي تشكيل بسيج استفاده از توان بالاي نيرو هاي مردمي در دفاع از انقلاب و دستاورد هاي آن بوده است، اما بتدريج و با كشف ساير توانمندي هاي اين نيروي عظيم، كاركرد هاي جديدي برأي بسيج مطرح گرديد كه در سه بخش كلي قابل بررسي است.
1- نقش بازدارندگي
در اين رابطه قبل از هر چيز بايد به اهميت نقش بسيج در جذب، آموزش، سازماندهي، حفظ انسجام و بكارگيري نيرو هاي مردمي و تجهيز و پشتيباني آنان به عنوان مأموريت اصلي بسيج پرداخت، يعني استفاده از تمام منابع كه در بسيج به طور عمده بر مبناي مشاركت مردمي استوار است.
با توجه به اينكه در يك برداشت كلي ازتعاريف بازدارندگي، «بكارگيري كليه ي منابع و امكانات ممكن و قابل دسترس برأي جلوگيري از بروز هرگونه تهديد نسبت به منافع كشور برداشت مي شود.» بديهي است نقش هيچ عامل يا منبعي در اين رابطه به اندازه نقش مردم پررنگ و قوي نيست، زيرا حضور بموقع و سريع نيرو هاي مردمي در يك واكنش سريع در صحنه هاي مختلف، مشروط بر اينكه از آمادگي هاي لازم برخوردار باشند، قادر خواهد بود به عنوان قوي ترين عامل بازدارنده عمل نمايد.
اين كاركرد مي تواند در حضور گسترده، مستمر، منسجم و مجهز اعضاي بسيج در رده هاي مقاومت، حضور در صحنه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، نظامي، سياسي و اقتصادي در قالب مشاركت در رزمايش هاي نظامي، مانور هاي امدادي، راهپيمايي ها، همكاري با دولت و بسياري ديگر از فعاليت هاي متبلور گردد.
البته نمايش قدرت و آمادگي رزمي در قالب فعاليت هاي نظامي بخصوص رزمايش هاي عملياتي تأثير بيشتري در جلوگيري از بروز تهديدات بر جاي خواهد گذاشت، در عين حال انجام ساير فعاليت هاي غيرنظامي، برأي جلوگيري از تهاجم دشمن در مسائل غيرنظامي نيز بستگي به همين حضور، برنامه هاي طراحي شده، جاذبه ي برنامه ها، پيش بيني قبلي و ساير تدابير مسئولين نظام و مردم هميشه در صحنه ي ايران اسلامي دارد.
بنابرأين با توجه به نقش بازدارندگي در ايجاد امنيت به عنوان اولين و ضروري ترين نياز جامعه مي توان اين كاركرد را يكي از مهمترين كاركرد هاي بسيج دانست زيرا همانگونه كه بزرگ بسيج جهان اسلام، حضرت علي (ع) فرمودند:
«به خدا سوگند هرملتي كه در قلب سرزمينش مورد تهاجم قرار گرفت خوار و زبون شد.» (نهج البلاغه- خطبه27- صفحه75)

2- نقش دفاعي
دفاع نيز يكي از موضوعاتي است كه اگر چه بيش تر بعد نظامي موضوع را به ذهن متبادر مي سازد اما واجد جنبه هاي مختلف در زمينه هاي گوناگون بوده و به يك دفاع همه جانبه تبديل شده است. تعاريف ارائه شده در اين زمينه نيز همين مفهوم را با خود همراه دارد، از جمله در كتاب فرهنگ استراتژي اين واژه اين گونه تعريف شده است:
تدابيري كه برأي مقاومت در مقابل حملات سياسي، نظامي، اقتصادي، اجتماعي، رواني و يا تكنولوژي، توسط يك يا چند كشور مؤلفه اتخاذ مي گردد. (فرهنگ استراتژي- صفحه141)
همانگونه كه ملاحظه مي شود شش موضوع كلي شامل: دفاع سياسي، دفاع اقتصادي، دفاع اجتماعي، دفاع رواني و فرهنگي و دفاع نظامي و دفاع تكنولوژيكي كه بخشي از آن به جنگ اطلاعاتي در عصر حاضر مربوط مي شود درأين تعريف نهفته است.
بجز مورد اخير مابقي مباحث نيز با پيشرفت و توسعه ي زندگي اجتماعي به يكي ازدغدغه هاي مهم اكثر جوامع امروزي تبديل شده است، چيزي كه در گذشته ي نه چندان دور بيش تر بعد نظامي آن مطرح بود.
در قرآن مجيد و احاديث و روايات اسلامي نيز به اين نكته يعني دفاع نظامي بيش تر از دفاع و مقابله با ساير موارد اشاره شده است، زيرا بديهي است كه اگر كشوري بر كشور ديگر تسلط يافت بر ساير مؤلفه هاي حكومتي نيز اعمال نفوذ خواهد نمود.
حضرت امام سجاد(ع) در اين رابطه مي فرمايند:
«پروردگار من! مرز هاي اسلامي را از حمله ي دشمنان خود در پناه خود مصون و محفوظ بدار و مرزبانان ما را در ايفاي وظايفي كه برعهده دارند حمايت كن و عطايا و مواهب خود را درباره آنان تكميل فرماي، بر شمار سربازان ما كه از مرز هاي ما پاس مي دارند بيافزاي و حربه ي آنان را بر ضد دشمنان كارگر كن و سنگرهايشان را از آسيب شكست در امان گير و جمعيتشان را به هنگام دفاع، از پريشاني ايمن ساز و به تدبير خويش صفوفشان را به هم بپيوند. (صحيفه سجاديه- ترجمه جواد فاضلي- صفحه262)
همانگونه كه اشاره شد اگر چه در اين رابطه بيش تر مباحث متوجه بعد نظامي دفاع مي باشد اما نبايد فراموش نمود كه در عصر حاضر، جنبه هاي ديگري از دفاع مانند دفاع «فرهنگي و دفاع سياسي» نيز بر اين امر ناظر است و برخي اقدامات در زمينه هاي اقتصادي و حتي اجتماعي نيز شكل دفاعي به خود گرفته اند، بنابرأين بسيج نيرو هاي مردمي در اين زمينه نيز مي تواند نقشي عمد هاي را برعهده داشته باشد، همچنان كه در طول دفاع مقدس اين نقش و كاركرد به بهترين شكل ممكن به نمايش گذاشته شد.
در ساير ابعاد، از جمله دفاع در برابر تهاجم فرهنگي دشمن، دفاع از سياست هاي خارجي يا داخلي، دفاع از مصلحت ها و منافع مختلف نظام، دفاع از ارزش هاي اسلامي و انقلابي و ساير موارد مشابه نيز قابليت هاي فراواني در بسيج وجود دارد.
در بعد نظامي نيز مصاديق گوناگوني از دفاع قابل برشماري است از جمله:
عمليات نهضت مقاومت مردمي به هنگام اشغال خاك كشور، عمليات تأخيري به هنگام تجاوز دشمن به مرز ها ويا نقاط كور كشور بمنظور متوقف نمودن يا جلوگيري از پيشروي و مزدوران داخلي استكبار و مهمتر از همه، كمك به ساير نيرو هاي مسلح برأي دفاع از منافع كشور و ده ها اقدام دفاعي ديگر كه هر يك جاي بحث فراوان دارند.

3- نقش تهاجمي
استراتژي نظام جمهوري اسلامي بر اصل بازدارندگي و دفاعي بنا نهاده شده است، اما بديهي است كه آن هنگام كه دشمن اقدام به تصرف نموده و به خاك كشور تعدي نمايد و يا قصد اجرأي هر يك از اين اقدامات را در سر بپروراند تنها راه بازپس گيري مناطق اشغالي و جلوگيري از تجاوز قطعي او پس از اقدامات بازدارنده و تدافعي، انجام عمليات تهاجمي خواهد بود. هماهنگونه كه در طول هشت سال دفاع مقدس برأي دفاع از منافع انقلاب و جلوگيري از بروز آسيب هاي اقتصادي و امنيتي، هرگاه ضرورت ايجاب مي نمود جمهوري اسلامي ايران با پيش دستي نسبت به دشمن منابع او را مورد تهاجم خود قرار مي داد. اين حركت مي تواند در زمينه هاي فرهنگي، سياسي و ساير موضوعات نيز مصداق داشته باشد، يعني همانگونه كه انقلاب اسلامي آماج تهاجم فرهنگي قرار گرفته يا حملات سياسي منافع نظام را مورد هدف قرار داده است، بسيج نيز مي تواند با استفاده از پتانسيل هاي موجود، در چارچوب سياست هاي كلي كشور برأي تهاجم به منافع دشمن وارد عمل گردد.
در هر صورت چنانچه ضرورت ايجاب نمايد هر نوع از عمليات تهاجمي اعم از نظامي يا غيرنظامي بر عليه تهديدات متصور از سوي عوامل مزدور استكبار نسبت به منافع ملي كشور چه در بعد داخلي و يا در زمينه هاي خارجي با مشاركت بسيج بسيار سهل الوصول خواهد بود.
ب- نقش ها و كاركرد هاي غيرنظامي
دامنه ي فعاليت هاي بسيج در زمينه ي غير نظامي بخصوص پس از پايان جنگ تحميلي بسيار گسترش يافته و امكان بالقوه عظيمي را در اختيار نظام قرار داده است. اين بخش از كاركرد ها را نيز مي توان در قالب پنج محور كلي كه قبلاً به آن اشاره شد مطرح نمود.
1- نقش علمي و فرهنگي
نقش فرهنگي بسيج بخصوص در حال حاضر كه كشور از هر سو مورد تهاجم فرهنگي بيگانگان قرار گرفته از اهميت فوق العاد هاي برخوردار است، زيرا در اين عرصه نيز بسيج دارأي توانائيها، امكانات و در عين حال جاذبه هاي قابل توجهي مي باشد.
اما برأي درك به تر اين موضوع بايد ابتدا با مفهوم فرهنگ آشنا شد.
فرهنگ، هويت هر شخص يا جامعه تلقي مي شود و هر گونه تغيير و تحول تحميلي نامطلوب در آن مي تواند پيامد هاي منفي زيادي را به دنبال داشته باشد.
حضرت امام(ره) در اين رابطه فرموده اند:
«با انحراف فرهنگ، هرچند جامعه در بعد هاي اقتصادي، سياسي، صنعتي و نظامي قدرتمند و قوي باشد، ولي پوچ و پوك و ميان تهي است». (صحيفه نور- جلد15- صفحه160)
به همين دليل است كه استكبار جهاني و در رأس آن آمريكا از هر گونه شگردي برأي تحت تأثير قرار دادن فرهنگ ناب محمدي(ص) در جمهوري اسلامي ايران استفاده مي نمايد.
حضرت امام خميني(ره) در بيانات متنوعي كه در مقاطع مختلف داشتند، پيوسته بر اين موضوع تأكيد كرده و نقش زيادي را برأي بسيج قائل شده اند.
مهمترين كاركردهايي كه امام راحل(ره) برأي بسيج مطرح فرموده اند عبارتند از:
حاضر بودن در همه ي صحنه ها از جمله صحنه هاي فرهنگي و سازندگي.
حفظ محافل انس و معنويت جبهه و كشاندن آن به محيط هاي سياسي، اجتماعي و نظامي در سطح كشور.
تحكيم روابط، ارادت و محبت قلبي به مقام ولايت فقيه
جلوگيري از آفت تفرقه و بي تفاوتي نسبت به مسائل و معضلات جامعه.
تلاش برأي استحكام برادري و وحدت بين مسلمانان و مردم كشور.
جذب و بكارگيري استعداد هاي فرهنگي
و ده ها مورد ديگر.
مقام معظم رهبري (مدظله العالي) نيز در اين زمينه نقش قابل توجهي را در مجموعه ي رهنمودهايشان برأي بسيج برشمرده اند كه برخي از آن ها عبارتند از:
ايجاد روحيه ي استقامت
جذب و آموزش مردم به ويژه جوانان
پر كردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان
پرداختن به مسائل فرهنگي جوانان و جلوگيري از انحرافات آنان با اجرأي برنامه هاي مختلف از جمله برنامه هاي فرهنگي و معنوي
فراهم نمودن زمينه هاي لازم برأي خاموش كردن هيجان طلبي جوانان
حمايت از ولايت فقيه
حضور در همه ي صحنه هاي فرهنگي و هنري
توجه به مسائل معنوي بسيجيان به ويژه جوانان
تلاش برأي احياء و حفظ ارزش هاي انقلابي و اسلامي
توسعه و تعميق فرهنگ ناب محمدي (ص)
توسعه و تعميق فرهنگ انقلاب، دفاع مقدس و فرهنگ و تفكر بسيج
و ده ها مورد ديگر.
بديهي است خانواده ي بزرگ بسيج در اين زمينه نيز مي تواند با اتكاء به امكانات و استعداد هاي مردمي در بسيج و ساير امكاناتي كه در اختيار دارد وشيوه هايي كه مورد استفاده قرار مي دهد به طور فعالانه عمل نمايد.
جلب و جذب جوانان به سوي رده هاي مقاومت بسيج، كانون هاي جوانان بسيج، كانون هاي فرهنگي مساجد، برگزاري انواع مراسم انس با قرآن و ساير برنامه هاي فرهنگي، برگزاري اردو هاي زيارتي، سياحتي و بازديد از مناطق جنگلي، برگزاري انواع مسابقات فرهنگي، برگزاري يادواره برأي شهدا و ده ها و بلكه صد ها فعاليت ديگر از مصاديقي محسوب مي شوند كه امكان توسعه و تقويت آن ها در بسيج وجود دارد.
ضمن اينكه بسيج به عنوان يكي از خلاق ترين دستگاه ها در اين زمينه مي تواند از جديد ترين و متنوع ترين روش ها برأي اقدام در اين رابطه بهره بگيرد.

2- نقش اجتماعي و سازندگي
زندگي بشر به طور فطري يك زندگي اجتماعي بوده و لازمه ي تداوم آن همكاري و تعاون بين آحاد اقشار مختلف جامعه است و اين راهبرد هنگامي محقق مي شود كه همه ي افراد دست به دست هم داده و هر يك با وظيفه ي خود كاملاً آشنا باشند.
بسيج نيز به عنوان بخش بزرگ و اثرگذار در اين جامعه قادر است نقش مهمي را در چرخه ي اين تعاون همگاني بر عهده بگيرد. برأي مثال نقش بسيج در همكاري با دولت يكي از برجسته ترين نقش هاي اجتماعي بسيج محسوب مي شود كه مي تواند در برگيرنده موضوعات مختلف باشد و مصاديق آن همانگونه كه قبلاً توضيح داده شد عبارتند از واكسيناسيون فلج اطفال، بيمه روستائيان، درختكاري، آمارگيري اماكن مذهبي، امداد و نجات در هنگام بروز حوادث غيرمترقبه و ده ها مورد ديگر كه تاكنون توسط بسيج انجام شده است.
بسيج به عنوان ضابط قوه قضائيه نيز مي تواند وظايف زيادي را در برقراري و حفظ نظم اجتماعي و اجرأي قانون برعهده داشته باشد.

3- نقش سياسي
نقش سياسي بسيج از دو جنبه ي داخلي و خارجي قابل بررسي است.
از نظر سياست خارجي، حضور فعال و گسترده بسيج سبب مي شود تا مسئولين نظام در مجامع بين المللي و عرصه ي سياست خارجي از موضع قدرت و با اطمينان ازحمايت عظيم مردمي، مطالب خود را مطرح و پيگيري نمايند، ضمن اينكه اين حضور گسترده و حمايت مستمر مردم كشور و بخصوص ارتش 20ميليوني از تدابير و سياست هاي اتخاذ شده از سوي مسئولين نظام، به طور يقين يأس و نوميدي دشمنان جمهوري اسلامي ايران را بهمراه خواهد داشت.
به طور طبيعي اين ويژگي در طرز تفكر ساير كشورها، بخصوص كشور هاي دوست و حامي جمهوري اسلامي نيز تأثيرگذار بوده و از ايران اسلامي يك كشور الگو و بر تر را ارائه مي نمايد. همچنين حمايت بي دريغ بسيج از مسئولين، توطئه ي دشمنان و ايادي خود فروخته و مزدور داخلي را نيز خنثي مي سازد، كساني كه در هر موقعيتي به دنبال آن هستند كه اين باور را در اذهان ايجاد نمايند كه مردم از انقلاب دلسرد و دلزده شده اند و ديگر حاضر به حمايت از آن نيستند.
در واقع حمايت مردم و به ويژه بسيج از مسئولين نظام و سياست هاي مدون و اعلام شده، مؤيد مقبوليت نظام جمهوري اسلامي در داخل و خارج كشور بوده و به همين دليل نقش بازدارندگي را ايفا مي نمايد و اين نيز مرهون آگاهي هاي سياسي و هوشياري بسيجيان بوده و با دخالت در سياست كاملاً متفاوت مي باشد.
4- نقش اقتصادي
نيرو هاي مسلح توان بالقو هاي هستند كه ضمن دفاع از منافع كشور، قادرند در زمان صلح كارأيي هاي ديگري را نيز داشته باشند و اين نكتهاي است كه نه تنها در جمهوري اسلامي بلكه در ساير كشور ها نيز مورد توجه قرار گرفته است.
امروزه بسياري از كشور هاي جهان ازتوانايي هاي اين نيرو ها برأي تأمين منافع اقتصادي و اجتماعي خود بهره مي برند، به طوري كه به جرأت مي توان اظهار داشت كه رشد و شكوفايي اقتصادي كشورهايي مانند چين و كره و بخصوص ژاپن، مديون استفاده از نيرو هاي مسلح در اين جهت مي باشد. برأي مثال ژاپني ها پس ازفارغ شدن از جنگ با آمريكا، از ارتش اين كشور برأي سازندگي و بازسازي استفاده نمودند.
كره اي ها نيز در مقاطعي از تاريخ معاصر خود از سازمان ارتش برأي توسعه ي كشاورزي بهره بردند و ده ها مورد ديگر وجود دارد كه نيرو هاي مسلح با استفاده از امكانات خود در اين زمينه توانسته اند عملكرد بسيار خوبي داشته باشند.
در جمهوري اسلامي ايران نيز مجموعه ي سپاه و بسيج با مشاركت در طرح هاي مختلف سازندگي مانند: سدسازي، جاده سازي، لوله كشي آب و گاز شهر ها و ده ها مورد ديگر بسيار قوي و مقتدرانه وارد عمل شده و توانسته اند موفقيت هاي زيادي را كسب نموده است. همچنين اعضاي بسيج با ايجاد تعاوني هاي مختلف نقش بسيار مؤثري را در رشد و شكوفايي كشاورزي و صنعت ايفا نموده و هم اكنون نيز اين فعاليت ها ادامه داشته و توسعه ي آن مي تواند در تسريع رشد و بالندگي كشور مؤثر واقع گردد.
بديهي است حضور در اين عرصه علاوه بر بهره هاي اقتصادي با ايجاد مشاغل مختلف از حجم بي كاري در كشور كاسته و در بهبهود وضعيت معيشتي مردم نيز مفيد واقع خواهد شد.
مقام معظم رهبري در اين رابطه مي فرمايند:
«وقتي موسم كار و سازندگي است، بسيج يعني آن مجموع هاي از كشور و ملت كه به مسئله ي سازندگي، باز با يك اهتمام لازم نگاه مي كند و به آن مي پردازد؛ نقش خود را در آن آنچنانكه بايد و شايد ايفا مي كند» (بسيج مستضعفان در انديشه مقام معظم رهبري حضرت آيت اله خامنه اي- صفحه107)

5- نقش اطلاعاتي و امنيتي
انقلاب اسلامي از همان بدو تولد آماج توطئه هاي فراوان بوده و علي رغم اينكه به لطف خدا و با حضور گسترده و دائمي مردم توانسته بسياري از اين توطئه ها را قبل از بروز و ظهور خاموش و خنثي سازد اما همچنان اين توطئه از سوي استكبار و ايادي آن ها تداوم يافته و هر روز به شكلي جديد رخ مي نماياند.
شرارت در مرزها، اغتشاشات داخل شهرها، اعتصابات داخل مراكز صنعتي، تخريب و ترور و ساير موارد مشابه، جملگي از مواردي هستند كه توطئه ي دشمن را در پس پرده ي خود دارند و به وضوح دست ناپاك استكبار جهاني در آن ها قابل رؤيت است.
مقام معظم رهبري (مدظله العالي) با آگاهي كامل به اين موضوع با اشاره به نقش بسيج مي فرمايند:
«بسيج بايستي بتواند در مواقع ضروري و لازم نيروي مردم را در مقابله با ضد انقلاب كه قاعدتاً ضدانقلاب در قالب مردم ظهور پيدا مي كند برخورد كند» (همان منبع- صفحه53)
اين عوامل همه ي تلاش خود را بكار مي برند تا با ناامن كردم محيط و جامعه، گردش چرخ اقتصاد كشور را متوقف و توسعه و سازندگي كشور در زمينه هاي مختلف را كند نمايند، و اين تنها بخشي از اهداف دشمنان اين نظام در تعقيب اين حركت مزدورانه و مرموزانه است، زيرا ناامني جامعه، يأس و نااميدي ناشي از ترس و نگراني مردم را نيز به دنبال خواهد داشت و مي تواند از يك جامعه ي جوان و پويا مانند ايران اسلامي كشوري دلمرده و بدون تحرك ايجاد نمايد، و لذا مردم كشور و بخصوص بسيجيان مي توانند با ايفاي نقش اطلاعاتي، ضامن تداوم امنيت در كشور باشند.
همانگونه كه حضرت امام (ره) نيز بر اين موضوع تأكيد داشته و فرموده اند:
«ملت ما امروز تكليفش اين است كه تمام افراد ملت، چشم و گوششان را باز كنند و رفت و آمد هاي اين ها (ضدانقلاب) را كنترل كنند.» (بسيج در انديشه امام خميني (ره)- صفحه52)
بنابرأين، نقش اطلاعاتي در جهت تأمين امنيت، يكي از كاركرد هاي مفيد بسيج محسوب مي گردد. بسيج به عنوان ضابط قوه قضائيه نيز مي تواند در عدم حضور نيرو هاي انتظامي، با جرأيم مشهود مانند سرقتها، درگيريها، بي نظمي هاي اجتماعي، قاچاق كالا و مواد مخدر و سلاح و … برخورد نمايد. همچنين وجود بسيج در سطح كليه ي مراكز و سازمان هاي دولتي و غير دولتي متضمن سلامت دستگاه هاي خدماتي و مولد كشور بوده و مي تواند با كشف و شناسايي اقدامات عوامل فرصت طلب و سودجو، همچنانكه در گذشته نيز مصداق داشته به سلامت نظام اداري و اقتصادي كشور استمرار ببخشد.
ساير اقدامات بسيج مانند:
برقراري تور هاي ايست و بازرسي، گشت هاي شهري و برگزاري انواع رزمايش ها نيز محيط را برأي اشرار و ضد انقلاب- اعم از داخلي يا خارجي- ناامن نموده و فرصت بيشتري را برأي ارائه ي خدمات به مردم از سوي دستگاه هاي ذيربط در اختيار دولت جمهوري اسلامي قرار مي دهد

عملكرد بسيج


در يك جمع بندي و متناسب با نقش و كاركردها، عملكرد بسيج را مي توان در پنج حوزه فعاليتي شامل:
فعاليت هاي نظامي، امنيتي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مورد بررسي قرار داد.
الف- فعاليت هاي نظامي
1- جنگ تحميلي (دفاع مقدس)
به جرأت مي توان هشت سال حضور مقتدرانه ي بسيج در صحنه هاي مختلف جنگ، تحميلي و تقديم ده ها هزار شهيد و هزاران ايثارگر، جانباز و آزاده كه منجر به پيروزي ايران اسلامي در اين جنگ شد را از مهمترين دستاورد هاي اين نهاد مردمي دانست.
حضور بسيج در كنار ساير نيرو هاي مسلح و مسئول، به عنوان ذخيره تمام نشدني نيرو هاي مردمي، آنچنان در اين جنگ نابرابر كه تمام دنيا در مقابل جمهوري اسلامي قرار گرفته بود، مؤثر واقع شد كه تمام معادلات نظامي و سياسي دشمنان اسلام را به شدت برهم زد، و اين در حالي بود كه نيرو هاي مسلح جمهوري اسلامي ايران با اتكا به قدرت الهي و پشتيباني خالصانه ي مردم، با كمترين امكانات توانستند با پيروزي در اين جنگ، برگ زرين ديگري را بر صفحات زرين انقلاب اسلامي بيافزايند.
اين نقش آفريني نه تنها در بعد نظامي بلكه در جهت ارتقاء روحيه ي سربازان اسلام و ايجاد اميدواري و افزايش قدرت پايداري در مردم كشورمان نيز بسيار مؤثر واقع شده و متقابلاً باعث ايجاد يأس، ترس و در نهايت ترديد از ادامه ي جنگ در دشمنان اسلام گرديد.
ايجاد وحدت و همدلي در مردم، بروز و شكوفايي ابتكارات، خلاقيت ها و نوآوريها، كسب كوله باري از تجارب بسيار ارزشمند و ده ها و بلكه صد ها دستاورد ديگر از آثار اين حضور تلقي مي شوند.
2- مبارزه با ضدانقلاب
انقلاب نوپاي اسلامي كه در آغاز تولد خود دچار وضعيت آشفته و نابساماني بود همانند بسياري از انقلاب هاي جهاني از همان ابتدا با سوء استفاده دشمنان انقلاب و ايادي آن ها در داخل كشور مواجه گرديد و در حاليكه هنوز كنترل امور به طور كامل در دست مسئولين قرار نگرفته بود تحركات ضد انقلاب و توطئه چيني آنان پيوسته خساراتي را به بار مي آورد. تعطيلي يا كندشدن فعاليت برخي دستگاه هاي دولتي اعم از نظامي و غيرنظامي نيز سبب شده بود كه نظام خدماتي و امنيتي كشور تا حدود زيادي مختل گردد و همين مسئله به تشديد ناامني هاي ناشي از حضور ضدانقلاب دامن مي زد.
گام نخست از حضور نيرو هاي مردمي در نقش مدافعان امنيت با در دست گرفتن كنترل عبور و مرور و نظم شهري، ايست و بازرسي و حفاظت از اماكن توسط رده هاي مقاومت بسيج تا چندين سال پس از انقلاب ادامه يافت و با ناامن شدن صحنه ي عمليات برأي ضدانقلاب، به تدريج امنيت كامل در سايه ي حضور مقتدرانه ي نيرو هاي مردمي و ساير نيرو هاي امنيتي به طور كامل ايجاد شد.
اين اقدامات در بسياري از اوقات نه تنها باعث برهم خوردن نقشه هاي ضدانقلاب مي شد بلكه معمولاً افشاي توطئه ي آنان و در نتيجه دستگيري اين افراد را نيز به دنبال داشت.
3- مشاركت در پايان دادن به درگيري هاي كردستان
همگام با تحركات ايادي دشمن در داخل كشور، شهر هاي مرزي نيز با تحريك فرصت طلبان دستخوش تشنج و ناامني شديد گرديد تا جايي كه برخي از شهر ها به طور كامل در تصرف ضدانقلاب قرار گرفت.
حضور نيرو هاي مردمي (بسيج) برأي مقابله با ضدانقلاب در اين شهر ها نيز نقش بسيار مؤثري در بازگشت آرامش به اين مناطق ايفا نمود كه نمود عيني آن را مي توان در پاسخ مردم به فراخوان عمومي حضرت امام (ره) برأي آزادسازي پاوه مشاهده نمود كه تعداد زيادي از امت حزب الله با استفاده از وسايل نقليه ي شخصي و هرنوع سلاحي كه در دست داشتند به سوي پاوه هجوم برده و اين شهر را از دست ضدانقلاب خارج ساختند.
4- مقابله با بحران هاي شهري
نقش بسيج مردمي در پايان دادن به غائله گنبد در اوايل انقلاب، نقش ارزشمند بسيج مردم آمل برأي مقابله با منافقين و ضدانقلاب در شهر وجنگل هاي اين شهر، كمك به رفع فتنه در برخورد با اغتشاشات شهري از جمله در قزوين، اراك، اصفهان، مشهد، تهران و برخي شهر هاي ديگر يكي ديگر از عملكرد هاي موفق بسيج محسوب مي گردد.
اين مسئله بخصوص در رابطه با اغتشاشات رخ داده در سال هاي اخير كه با حضور بسيج بدون درگيري و استفاده ازقوه قهريه پايان يافته از اهميت فوق العاد هاي برخوردار است.

5- مقابله با اشرار
همكاري با نيرو هاي مسلح، به ويژه نيروي انتظامي برأي مقابله با اشرار در كليه ي نقاط بخصوص در مناطق مرزي شرق و شمال شرق كشور كه هم اكنون نيزا دامه دارد يكي ديگر از آثار مثبت حضور نيرو هاي بسيجي در ايجاد و حفظ امنيت مي باشد. اين نقش در برخي نقاط كشور نيز در مقياس محدود تر مصداق داشته است.
6- پشتيباني از جنگ
بسيج علاوه بر حضور فيزيكي در طول هشت سال دفاع مقدس در مورد تأمين و پشتيباني نياز هاي جنگ نيز به طور مستقيم يا غيرمستقيم نقش داشته است. جمع آوري و هدايت كمك هاي مردمي توسط رده هاي مقاومت بسيج و مشاركت بسيجيان در ساخت بخشي از مهمات جنگي مانند گلوله هاي توپ و خمپاره و همچنين استفاده از تخصص و تجارب آنان برأي ساختن تجهيزات و وسايل جنگي، بخش ديگري از اين نقش آفريني محسوب مي شود.

ب- فعاليت هاي امنيتي
1- اقدامات حفاظتي
حفاظت از شخصيت هاي كشوري و منطقه اي، حفاظت از اماكن طبقه بندي شده و مهم، بخصوص در اوايل انقلاب-، حفاظت از هواپيما هاي كشوري، كمك به خنثي سازي توطئه هايي مانند ترور، بمب گذاري، آدم ربايي و … از ديگر كاركرد هاي بسيار مؤثر بسيج بوده است. به طوري كه پس از حضور بسيج در مأموريت هايي مانند مقابله با هواپيما ربايي، اين مشكلات به طور كلي رفع و باند هاي تبهكار زيادي شناسايي و دستگير شدند.
2- نقش اطلاعاتي
امروزه يكي از مهمترين عوامل ثبات و پايداري امنيت دركشور هاي مختلف جهان را ناشي از هوشياري و مشاركت مردم اين كشور ها در برخورد با مسائل امنيتي مي دانند، به طوريكه اين موضوع در بسياري از كشور ها به يك فرهنگ تبديل شده و مردم پس از مشاهده هر گونه موضوع مشكوك، بلافاصله نيرو هاي مسئول را مطلع مي نمايند و اين مسئله نيز موضوع ديگري است كه با تدبير حضرت امام (ره) در قالب يك شبكه ي گسترده ي 20ميليوني تحت عنوان عيون ارتش 20 ميليوني، تا بحال توانسته خدمات قابل توجهي را در زمينه ي شناسايي و انهدام گروه هاي معاند و ضدانقلاب و جاسوس و يا باند هاي قاچاق كالا و مواد مخدر و يا باند هاي فساد و آدم ربايي ارائه نمايد.
3- كشف و خنثي سازي اعتصابات
جلوگيري از گردش چرخه اقتصادي و ايجاد اختلال در نظام خدماتي كشور، يكي ديگر از شيوه هاي استكبار و دشمنان ايران اسلامي برأي متوقف ساختن يا كند كردن حركت پرشتاب انقلاب اسلامي به شمار مي رود.
در زمينه ي خنثي سازي اين معضل نيز اعضاي بسيج، به ويژه بسيج ادارات و كارخانجات بسيار فعالانه و با هوشياري كامل عمل نموده و هرگز به ضدانقلاب اجازه ندادند كه وقف هاي در نظام اقتصادي و خدماتي كشور بوجود آورند.
عمده ترين نقش بسيجيان در اين خصوص در دو بخش عمده قابل بررسي است.
3-1- ايفاي نقش بجاي عوامل اعتصاب كننده به عنوان جايگزين
3-2- كشف، شناسايي و خنثي سازي اقدامات عوامل اخلالگر

4- جمع آوري سلاح و مهمات غيرقانوني
مشاركت و همكاري با ساير دستگاه هاي مسئول برأي جمع آوري سلاح و مهمات غيرقانوني توسط رده هاي مقاومت بسيج، نوعي ديگر از خدمات امنيتي بسيج محسوب مي شود.
5- تسليح بسيجيان
تسليح بسيجيان در مناطق مرزي و نقاط كور كشور (نقاط كويري و دور از دسترس)، به ويژه تسليح عشاير پر تلاش و غيور كشور، يكي ديگر از اقدامات بسيج مي باشد كه نقش عمد هاي در بازدارندگي ايفا نموده است. ضمن اينكه از اين نيروي كارآمد، گروهي را سازمان داده و بوجود آورده است كه در هر زمان و مكان قادر است تا هنگام ورود ساير نيرو هاي مسلح و مسئول به دفاع از سرزمين اسلامي بپردازد.
ج- فعاليت هاي فرهنگي
پس از شكست و ناكامي استكبار در زمينه ي مسائل نظامي، تهاجم فرهنگي دشمن با سرعت فراوان توسعه يافته و با استفاده از متنوع ترين و جديد ترين ابزار در زمينه هاي مختلف مورد استفاده ي آنان قرار گرفت. از اين رو برنامه هاي بسيج نيز با گرأيش كاملاً محسوس، به اين سمت سوق داده شد و تلاش شد تا از تمام امكانات و توانائي هاي اين مجموعه ي عظيم برأي مقابله با اين تهاجم گسترده نهايت استفاده به عمل آيد.
مهمترين مصاديق اين اقدامات را مي توان به شرح زير نام برد:
1- امر به معروف و نهي از منكر
رده هاي مقاومت بسيج و اعضاي آن نقش بسيار مؤثري در احياء اين سنت الهي به عنوان يكي از بهترين و كارآمد ترين شيوه هاي مقابله با تهاجم فرهنگي ايفا نموده اند. اين حركت اسلامي- يعني حساسيت نشان دادن نسبت به منكرات و ترويج معروفات- به قدري مؤثر بوده كه باعث از بين رفتن يا كمرنگ شدن بسياري از ناهنجاري ها و معضلات اخلاقي و فرهنگي در جامعه شده است.
اين مأموريت تا آن اندازه حائز اهميت بوده كه رده هاي بسيج تا كنون ده ها شهيد و جانباز را تقديم انقلاب اسلامي نموده اند. در اين رابطه اگر چه تلفات و خسارت هايي به كشور تحميل شده و تعدادي از بهترين فرزندان اين مرز و بوم را قرباني خود ساخته است اما عدم توفيق كامل دشمن در دستيابي به اهداف اين توطئه را مي توان مرهون حضور ايثارگرانه ي بسيجيان و امت حزب الله در صحنه ي مبارزه با اين تهاجم دانست.
2- ترويج فرهنگ و ارزش هاي اسلامي و انقلابي
ترويج و توسعه ي فرهنگ ناب محمدي (ص)، فرهنگ جبهه و جنگ و تفكر بسيجي و همچنين احياء ارزش هاي ديني و ملي يكي ديگر از بركات بسيج محسوب مي شود.
انديشه و تفكر بسيجي، التزام او به سنت هاي اسلامي و سنت هاي پسنديده اجتماعي و طراحي برنامه هاي مناسب برأي توسعه ي اين فرهنگ از طريق رده هاي مقاومت بسيج يكي از اصولي ترين اقدامات در اين زمينه محسوب مي شود.
برگزاري انواع مراسم و مناسبت هاي اسلامي، برگزاري يادواره هاي شهدا، تجليل از ايثارگران و خانواده هاي آنان، جلب و جذب جوانان به سوي معنويت و … از جمله اقدامات مؤثري به شمار مي روند كه بسيج در اين زمينه انجام داده است.
3- فعاليت هاي فرهنگي و هنري
برگزاري انواع جشنواره ها و مسابقات فرهنگي، برگزاري انواع اردو هاي زيارتي، سياحتي و بازديد از جبهه، برگزاري انواع مراسم عبادي، فرهنگي و سياسي، فعاليت در زمينه هاي هنري مانند: فيلم، تئاتر، سرود، چاپ و نشر كتاب و نشريات و ده ها فعاليت ديگر همگي از مصاديق فعاليت در اين زمينه مي باشند.

4- فعاليت هاي علمي، آموزشي و توجيهي
برگزاري انواع كلاس ها و جلسات آموزشي و توجيهي در مورد مسائل عقيدتي، سياسي و فرهنگي و پاسخ به شبهات وسئوالات بسيجيان و جوانان كشور، اعزام مبلغ و سخنران به مراكز آموزشي، دستگاه هاي دولتي و ساير مراكز تجمع نيز در ارتقاء سطح فكري و فرهنگي جامعه بسيار مؤثر بوده و از بروز بسياري از انحرافات فكري و اخلاقي جلوگيري نموده است.
5- ايجاد تشكل هاي فرهنگي و آموزشي
ايجاد، توسعه و تجهيز كانون هاي جوانان بسيج در بسياري از شهر هاي كشور، ايجاد كانون هاي فرهنگي بسيج در مساجد، تأسيس دارالقرآن هاي بسيج، راه اندازي مراكز مشاوره، ايجاد مؤسسات فرهنگي و علمي، تأسيس باشگاه هاي ورزشي، ايجاد هسته ها و گروه هاي علمي، فرهنگي و هنري در رده هاي مقاومت بسيج بخصوص رده هاي قشري و … نيز از ديگر دستاورد هاي بسيج در جهت پيشگيري و مقابله با تهاجم فرهنگي محسوب مي شوند.
د- فعاليت هاي اجتماعي
فعاليت هاي بسيج در زمينه ي مسائل اجتماعي و همكاري با دولت نيز به قدري گسترده است كه آثار آن به وضوح در جامعه قابل لمس و مشاهده مي باشد.
مهمترين مصاديق عملكرد در اين زمينه را نيز مي توان در موضوعات زير خلاصه نمود.
1- مأموريت هاي امداد و نجات
نقش بسيج در امدادرساني به مردم و مناطق بحران زده با توجه به شبكه گسترده ي رده هاي مقاومت بسيج، به عنوان قابل دسترس ترين نيروها، بسيار حائز اهميت بوده است. به طوري كه پيوسته بسيجيان اولين كساني بوده و هستند كه هنگام بروز حوادث اعم از طبيعي مانند سيل و زلزله يا غيرطبيعي مثل بمباران ها و آتش سوزي ها در صحنه حاضر و به كمك مردم شتافته اند.
حضور بسيج در امدادرساني به مناطق زلزله زده رودبار و منجيل، قائنات و بجنورد، اردبيل و يا مناطق سيل زده شمال كشور، همچنين مناطق جنگ زده كشور و يا مناطقي كه در طول جنگ مورد هدف بمب ها و موشك هاي عراق قرار گرفت نمونه هايي از نقش و حضور بسيج در اين زمينه مي باشد.
2- همكاري با دولت
بارز ترين عملكرد بسيج در همكاري با دولت در اجرأي طرح ملي ريشه كني فلج اطفال كه با شركت هزاران نفر از عضاي بسيج و بكارگيري رده هاي مقاومت اجرا شد قابل رؤيت است. اجرأي اين طرح توسط بسيج، نه تنها باعث صرفه جويي قابل توجهي در هزينه ها گرديد بلكه به لحاظ گستردگي رده هاي بسيج در اقصي نقاط كشور، تمامي مناطق حتي دور افتاده ترين نقاط را به راحتي تحت پوشش قرار داد.
ساير اقدامات قابل توجه در اين زمينه شامل فعاليت هايي مانند:
اجرأي طرح هاي درختكاري كه همه ساله اجرا مي گردد، طرح نگهداري و توسعه ي مراتع، طرح بيمه ي روستائيان، طرح آموزش بهداشت خانواده، طرح آمارگيري اماكن مذهبي، مشاركت در طرح كويرزدايي وده ها اقدام ارزنده ديگر مي شود.
هـ- فعاليت هاي اقتصادي
بسيج در زمينه ي فعاليت هاي اقتصادي نيز گام هاي مثبتي را برداشته است كه اهم آن ها عبارتند از:
1- مقابله با گرانفروشي و احتكار بالا
يكي از معضلاتي را كه بسيج برأي حل آن به ياري نظام اقتصادي كشور شتافت، موضوع مقابله با گرانفروشي و احتكار كالا مي باشد.
اين همكاري بخصوص پس از پايان جنگ كه بازار از عدم ثبات و پايداري قيمت ها و گرانفروشي و احتكار رنج مي برد، توانست تا حدود زيادي مشكل را برطرف و پايداري لازم را به بازار بازگرداند.
2- مشاركت در سازندگي كشور
حضور فعال و پرشور متخصصين و اعضاي بسيج در طرح ها و پروژه هاي مختلف سازندگي در قالب فعاليت هاي پيمانكاري برأي ساختن جاده ها، سدها، لوله كشي آب و گاز و ساير تأسيسات شهري و روستايي، فعاليت ديگري است كه اگر چه شايد بازتاب چنداني در اذهان عمومي نداشته اما آثار مثبت فراواني را به ارمغان آورده است.
3- ايجاد تعاوني هاي چند منظوره
نقش بسيجيان در توسعه ي فعاليت هاي صنعتي، كشاورزي و خدماتي در قالب تأسيس تعاوني هاي چند منظوره نيز بسيار چشمگير بوده است.
در واقع بسيج با فراهم نمودن تسهيلات لازم برأي ايجاد اين فعاليت ها ضمن ايجاد اشتغال برأي بسيجيان و افراد جامعه، به طور مستقيم و يا غيرمستقيم در شكوفايي اقتصاد كشور به ايفاي نقش پرداخته است