شبکه نویسندگان

تحلیل و بررسی Populisme

پدیده هایی که که بیش از همه زمان ها با آنها درگیریم... 🎙مصاحبه با میلاد پرند دانشجوی فارغ التحصیل دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان

باتوجه به اینکه رشته شما غالبا بررسی مکاتب گوناگون است،به زبان ساده بفرمایید که پوپولیسم(Populisme)چیست؟

بله، بسم الله الرحمان الرحیم

تو نگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید

تو یکی نِه ای هزاری، تو چراغ خود برافروز

اگر اجازه بفرمایید قبل از بررسی تخصصی این پدیده چند تا نکته را که مقوّم بحث ما باشد را عرض نمایم

خواهش میکنیم، بفرمایید

ببینید روشنگری و تحلیل وظیفهٔ ذاتی تک تک قشر تحصیل کرده است که میبایست هرفرد به نحوی از انحا این وظیفه خود را به جای بیاورد.

اگر اینجانب خود را در جایگاهِ یک آسیب شناس قرار دهم عمیقاً معتقدم زدودن #نگاه_های_عمیق به مسائل و جایگزین کردن #سطحی_نگری در جامعه و بالأخص میان قشر تحصیل کرده از آسیب های جدیِ پیش و روی ما بوده و هست.

بعنوان مثال کلماتی مانند #آزادی #حقوق_زن و غالب #ئیسم ها(ism) پرخریدارترین و خوشایندترین کلمات میان اکثر دانشجویان هست اما مبنا و عمق لازم را ندارند و پرت کردن آنها اگر غرضی در کار نباشد در خوشبینانه ترین حالت یک حرکت پوپولیستی است.

حال بررسی نماییم پوپولیسم چیست و چه زمانی بوجود می آید؟!

پوپولیسم از واژهٔ Populus(خلق،مردم،/پرجمعیت/)گرفته شده، اگر بخواهم از نظرگاه مارکسیستی بیان نمایم پوپولیست یک ایدئولوژی(ldeology) است.

پوپولیسم یک پدیدهٔ مدرن نیست بلکه در طول تاریخ غالبِ سیاستمداران علاقه مند به سوت و کف مردم بوده اند.

در اندیشه های پوپولیستی مردم ابزار مشروعیت بخشیدن به جریان پوپولیست اند، در گذشته عموماً دستاویز چنین جریان هایی مردم حاشیه نشین و معترضی بود که مطالبات آنها در جامعه برآورده نشده و یا کم برآورده شده بود و طیف عظیم اینان قشر بی سواد بودند، بامدرک گرا شدن مجامع علمی ما، مشاهدگر این هستیم که گاهاً افراد به اصطلاح باسواد نیز تحت تاثیر این سخنان قرار میگیرند.

عمدتاً افراد پوپولیست ترسیم از آینده ای میکنند که واقعی نیست و با ساختار شکنی غیر عقلانی دستاورد چندین دهه را جهت رسیدن به مقاصد شخصی مورد حمله قرار میدهند.

تحول و پیشرفت اجتماعی در یک جامعه، روندی بس دشوار دارد، نهاد ها باید ایجاد شود، اقتصاد باید رشد کند، ثروت باید ایجاد شود و در اینصورت است که باید وعدهٔ توزیع مازاد ثروتِ ایجاد شده در میان مردم داده شود؛

اما اینان بدون زیرساخت با مراجعه به #نیازهای_حاد_جامه و وعدهٔ تأمین آنها در واقع جامعه را گول میزنند و این آفتی است که اگر نخبگان و روشنگران جامعه جلوگیرش نباشند، یک جامعه ای که در مسیر پیشرفت است، پیشرفت هایش #مصادره_به_مطلوب شده و به #هدف نخواهد رسید.

آقای پرند بفرمایید که چه جامعه هایی را آسیب پوپولیسم در بر میگیرد و آیا جامعه ما از این آسیب رنج میبرد؟!

آن قدری که من تحقیق کردم ، هر جامعه ای که نهادهای مدنی در آن ضعیف باشد، بستر مناسبی برای جولان اندیشه های پوپولیستی و ریاست آنهاست.

آیا میشود مصداقی را برای پوپولیسم معرفی کرد؟!

بله، اما وظیفهٔ اصلی یک تحلیل گر ، روشنگری است و تزریق نگاه های عمیق، اجازه دهیم مصداق پوپولیسم را خود مخاطب دریابد.

من مطالعه میکردم که پوپولیسم میتواند مثبت هم باشد، آیا شما به چنین چیزی معتقد هستید؟!

ببینید مثبت بودنِ پوپولیسم امکان دارد چگونگی آن را میگویم اما ویژگی های منفی این نوع تفکر بیشتر از مثبت بودن آنها است.

اگر مثبت بودن پوپولیسم را بررسی نماییم برخی از جامعه شناسان معتقد اند پوپولیسم بعد از چندی به مطالبه گری تبدیل میشود؛

بدین صورت که مخاطبان پوپولیسم اولا چون حرف دل آنها عوامانه و ساده زده میشود، تحریک به واردشدن به بحث های روز میشوند وثانیاً بعد از چندی مطالبه گری وعده های داده شده را (هرچند کم) میکنند.

شما بعنوان یک کسی که در این زمینه ها تحقیق میکنید، به نظرتان بارزترین ویژگی پوپولیست ها چیست؟!

 اینجانب معتقدم اگر نگویم بزرگترین،مجبورم بگویم یکی از بزرگترین ویژگی های پوپولیست ها این است که “پاسخگوی رفتارهایشان نیستند.”

معمولا در پوپولیسم کلاسیک(Clasical Populisme)گفته میشود پوپولیست ها مردم را در یک گروه همجنس و بدون تفاوت ها در منافع تصویر میکنند و بعد در مقابل یک گروه نخبه قرار میدهند و غالباً زمانی به نتیجه میرسند که این گروه نخبه یک خرابکاری را در کارنامه شان داشته باشند.

از دیدگاه من زایشگاه پوپولیسم #دموکراسی است، دموکراسی خلاء ها و بزنگاه هایی دارد که باید جهت پر کردن این خلاء ها اندیشید.

به نظر شما چگونه میتوان از پوپولیسم نجات یافت و آیا شما در طول تحصیلتان حرکت های پوپولیستی ای را در دانشگاه مشاهده کردید؟!

مقصرِ پوپولیسم تک تک افراد جامعه است،چرا که هرچه افراد جامعه فرهیخته و اهل تدبّر باشند بههمان میزان هم پوپولیست ضعیف خواهد بود، بعد نهادهای آموزشی و دانشگاهها مبرّا از مقصربودنِ ترویج اندیشه های پوپولیستی نیستند،امروز در هر خانواده ای غالباً حداقل یک لیسانس داریم، به اندازهٔ علاوه بر کرهٔ زمین، کره ماه هم دانشگاه داریم؛

حال سوال اینجاست که این همه دانشگاه با این همه هزینه چه نیرویی را تحویل جامعه داده که اینگونه اسیر تفکرات عوامانه هستیم؟!

ما دانشگاهیان هم برخلاف گذشته کم کاریم.

چون جامعهٔ ما دینی است یک مثال بزنم، ما یک آیه راجع به زکات داریم، حوزه ها و سایر نهادها آنقدر گوش زد کرده اند که این امرِ خوب نهادینه شده است، غافل از اینکه سوره ای نیست که در آن دعوت به تفکر و فرهیخته شدن نکرده باشد، اما کجایند دعوت کنندگان به تفکر؟!

اگر از من بپرسید دوا چیست؟ نه خواهم گفت سخنرانی و نه گذاشتن جلسه(که جلسات امروزصرفاًبرای دریافت حق ماموریت است متاسفانه) یک کلام اصلاح ساختار نظام آموزشی به خصوص دانشگاهها، راجع به چگونگی اصلاح هم تحقیق کرده و درحال تحقیقیم و آمادهٔ همکاری با همه نهادها هستیم.

اما راجع به بخش دوم سوالاتان باید بگویم ، فراوان/ به گونه ای که همین الان هم در و دیوار یا برخی از بولتن های دانشگاه را نگاه کنید پر است از آزادی، حقوق زن، دموکراسی، حقوق بشر و و و

اما اگر بپرسی مبنای تفکر شما چیست؟ یا عمق این شعار ها چیست؟ خواهند گفت به تفکرات همدیگر احترام گذاریم یا به تفتیش عقاید محکوم خواهید شد، غافل از این که این حرف ها فقط مشغولیدن دانشجو و غافل کردن او از وظیفهٔ موذن بودنش هست و هیچ تفکر عمیقی پشت سر این کلمات نیست که اگر بود تا الان این همه جنگ و جدل روی آنها نبود.

 ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید

متشکر از شما و همه کسانی که زحمت میکشند تا این مطالب آماده شده و در دسترس مخاطبان قرار گیرد .

زنده و روشنگر باشید…

محمد خ. س

دانشجوی ارشد فیزیولوژی ورزشی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *